سپس از
« لا تُواعِدُوهُنَّ »
حالت پسنديدهء آن را استثناء فرموده است : « به آنها وعده ندهيد ، مگر وعدهء پسنديده يا وعدهاى با كلام پسنديده » .
برخى گفتهاند : اين استثنا ، استثناى منقطع از « سرّا » مىباشد ولى اين قول باطل است ، چون در اين معنا چنين مىشود : « آنها را وعده ندهيد مگر تعريض » ، كلام تعريض اصلا وعده نيست .
3 -
« وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكاحِ »
: اين كلام ، نهى از « عقد با زنان در حال عدّه » مىباشد كه با نهى از لازم آن ، بيان گرديده است ، چون از لوازم فعل اختيارى ، « قصد و عزم بر آن » مىباشد و « نهى از لازم » نيز مستلزم « نهى از ملزوم » است .
و « عزم » در لغت ؛ يعنى : « قطع و يقين » ، چون كسى كه قصد چيزى را دارد ، قاطع است و نقيض موادش را جايز نمىدارند .
« كتاب » يعنى : آنچه از عدّه نوشته شده است ، و « اجل كتاب » ؛ يعنى : تمام شدن عدّه .
چند مسأله شرعى :
1 - اگر زنى كه خواستگارى از او حرام است ، خواستگارى شود ، آن زن حرام نمىشود .
2 - اگر مردى « عالم به تحريم » ازدواج با زن معتدّه بوده و در عين حال با آن زن نكاح نمايد ، آن زن مطلقا بر وى حرام ابدى مىشود ، ( خواه دخول صورت گرفته باشد ، خواه نگرفته باشد ) . و اگر « جاهل به تحريم » باشد ، فقط در صورتى آن زن حرام ابدى مىشود كه بر او دخول كند .
3 - فقهاى شافعى آيه را مخصوص به « عدّهء وفات » مىدانند و در « عدّهء طلاق » اختلاف نظر دارند . امّا فقهاى شيعه هيچ نظر مخالفى در اين خصوص ندارند .