است ) ، هنگامى كه مرگ يكى از شماها فرارسد » كتب به معنى فرض : « واجب شده است » مىباشد .
كلمهء « الموقوت » يعنى نماز به وقتهاى معيّنى ، محدود شده است ؛ مثلا نماز صبح در وقت معيّن ، خود ، بايد انجام گيرد ، آن وقت ، نه كم و نه زياد ، مىشود و نه مقدّم و نه مؤخّر در آيهء مباركه 4 حكم حائز اهميت است :
1 - نماز بر هر مؤمنى فرض و واجب است . آيه مباركه با ظاهر ، خود دلالت بر آن دارد كه وجوب نماز بر كسى اختصاص دارد كه داراى عقل و صفت تعقّل باشد ، چه آنكه ايمان تصديق نمودن مبدأ و معاد است . بنابراين مؤمنين كسانى هستند كه تصديق مىنمايند و تصديق فرع تصوّر و قصد و اعتراف است ، و اينها فقط در شخص عاقل ، قابل تصوّر است ؛ بنابراين نماز بر كودك و ديوانه و بىهوش ، واجب نمىباشد .
2 - نماز از عبادتهاى مطلق نيست كه حدّ و حدود و زمان و شرايط نداشته باشد ؛ بلكه حدّ و حدود و شرايط و اوقات معيّنى دارد كه تغيير و تبديل و دگرگونى در آنها ، جايز نمىباشد .
3 - چهبسا در بعضى از فهمها چنين مىگنجد كه وجوب نماز به مؤمنين اختصاص دارد و بر كافر واجب نيست ؛ چنانچه ابو حنيفه معتقد است كه نماز بر كافر واجب نيست . اين عقيده بر خلاف مذهب شيعه و مسلك شافعى مىباشد . پاسخ اين است كه ذكر مؤمنين در آيه دليل آن نيست كه وجوب نماز از غير مؤمنين ، نفى شده است ؛ گرچه مفهوم مخالف آيه ، وجوب را از كافرين نفى مىكند ، و لكن مفهوم مخالف ، حجيّت و اعتبارى ندارد . علاوه بر اين ، آيات فراوانى است كه ندا مىدهند :
نماز بر كافرين واجب است و كافرين بر ترك صلوة عقاب مىشوند ، مانند آيهء
« ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ »
« 1 » ؛ « چه چيز شما را به دوزخ فرستاد ؟
مىگويند ما از نمازگزاران نبوديم » ، تا آنجا كه مىگويند : همواره روز جزا را انكار مىكرديم . آيه مذكور در اينكه مورد خطاب كفّار مىباشند ، صراحت دارد .
[ 14 ] آيه دوّم :
« حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى ، وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ ، فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجالًا أَوْ رُكْباناً فَإِذا أَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَما عَلَّمَكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ »
؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . سوره مدثر ، آيه ، 42 .
( 2 ) . سوره بقره ، آيه 238 .