بعضى از موارد استعمال كلمهاى الى ، ما بعد آن از نظر حكم ، داخل در ماقبل است مانند « حفظت القران من اوّله الى آخره » ؛ « قرآن را از اوّل تا آخر آن حفظ نموده » آنكه اوّل قرآن را حفظ نموده است آخر قرآن را نيز حفظ نموده است و مانند
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى »
« 1 » « منزّه است خدائى كه در يك شب ، بندهاش را از مسجد حرام تا مسجد اقصى سير داد » ما بعد « إلى » داخل در ما قبل « إلى » است . يعنى سير در مسجد أقصى ايضا انجام شده است . و در بعضى موارد ، در استعمال ، ما بعد آن ، خارج از ما قبل آن مىباشد . مانند
« أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ »
« 2 » « روزه را تا شب به پايان برسانيد » شب ما بعد الى است كه از لحاظ وجوب روزه ، خارج از ما قبل آن مىباشد . يعنى روزه جزء اوّل از شب واجب نمىباشد . و مانند آيه
« فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ »
« 3 » مهلت دهيد تا به هنگام گشايش و وجود امكانات .
با توجه اينكه كلمهء « إلى » در هر دو مورد ، به كار رفته است لذا در آيهء مباركه دليلى وجود ندارد كه « آرنج » در وجوب شستن ، داخل شده باشد و به همين لحاظ آقايان داود اصفهانى مشهور به « الظاهرى » ( از علماى متعصّب شافعى و رهبر مذهب ظاهريّه ) و « زفر » « بضمّ زا و فتح فا » از فقهاى مذهب حنفى ) به واجب نبودن شستن آرنج و ما بعد آن ، در وضو حكم نمودهاند . « 4 » و « 5 »
و همچنين در آيه دليلى وجود ندارد كه شستن از آرنج شروع شود ( چنانچه شيعيان چنين مىكنند ) و همچنين دليلى وجود ندارد كه از سر انگشتان شروع گردد ( چنانچه سنّيها چنين مىكنند ) به دليل آنكه غاية ( الى المرفق ) هم ممكن است قيد براى شستن باشد ( يعنى تا آرنج بشوئيد كه شروع از انگشتان بايد باشد و انتهاء آن آرنج باشد در اين فرض حق با سنّيها است ) و هم ممكن است كه قيد براى دست باشد ( يعنى دست را تا آرنج بشوئيد كه در اين صورت ابتداء استفاده نمىشود و در آيه همين صورت دوم مورد نظر است به اين معنا كه آيه حدّ و اندازه از دست كه بايد
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء آيه 10 .
( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 83 .
( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 28 .
( 4 ) . بدايه المجتهد ج 1 ص 11 ، تفسير قرطبى ج 6 ص 86 المبسوط سرخسى ، ج 1 ، ص 6 .
( 5 ) . شرح فتح القدير ، ج 1 ، ص 10 ، بدايع الصنايع ج 1 ، ص 4 ، احكام القرآن ، ج 2 ، ص 341 . عمدة القارى ، ج 2 ، ص 232 ، الكشاف ج 1 ، 610 ، ذيل آيه 6 مائده .