تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
مىنمايد ، مثل لباس پشمى و لباسى كه از مو تهيّه مىگردد ، باعث فروتنى و تواضع مىشود . 4 - از كلام زمخشرى چنين ظاهر مىشود كه أهداف سه‌گانهء مذكور ، مربوط به سه نوع جامه است ، نه مربوط به يك لباس . در اين سخن تكلّف و به زحمت انداختن بىجا است . و سزاوار و بهتر آن است كه لباس به صفت‌هاى سه‌گانه متصّف شود ؛ چه آنكه ممكن است در يك جامه ، هدف‌هاى سه‌گانه جمع بشود و سرانجام در فهماندن حكمت و فلسفه إنزال لباس ، رساتر خواهد بود . بنابراين مرفوع بودن « لباس » در
« وَ لِباسُ التَّقْوى »
بنابر خبر بودن آن براى مبتداى محذوف ، تقدير آيه چنين است : « و هو أيضا لباس التّقوى ؛ « و آن ريش نيز لباس تقوى است » . 5 -
« ذلِكَ خَيْرٌ »
احتمال دارد كه خير « افعل تفضيل » باشد ؛ « همان‌گونه كه مشهور مىباشد . بنابراين « افعل تفضيل » يا اشاره به لباس تقوى است و يا اشاره به لباسى است كه صفات سه‌گانه را در خود دارد ( يعنى لباس تقوى بهتر است و يا لباسى كه داراى صفات ثلاثه است ، بهتر است ) و احتمال داده مىشود كه كلمهء « خير » افعل تفضيل نباشد . نكره بودن خير براى نشان دادن عظمت آن است ؛ يعنى « آن لباسى كه جامع صفات سه‌گانه است ، خير بزرگى است كه نازل شده است » و بدين لحاظ پشت سر آن ، اين جملهء
« ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ »
؛ « اين از نشانه‌هاى خداوند است » را ذكر نموده است ؛ يعنى انزال لباس كه داراى اوصاف فوق است ، نشانهء بزرگى است براى نوع بشر كه غايت حكمت خداوند سبحان ، و نهايت رحمت او را مىرساند » .
« لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ »
؛ يعنى « شايد آنها حكمت و عنايت الهى را كه شامل مردم است ، متذكّر شوند » . « 1 »

[ 29 ] آيهء دوّم :

« يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ ، وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ »
؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . لباس تقوى اختيار و نوعى بهره‌گيرى از لفظ به معنى و انتقال از ظاهر به باطن مىباشد . لباس تقوى آرايش شدن با عفّت ، تقوى ، حلم و صبر و خداشناسى است ، نه لباس ظاهرى تن پوش ، سعدى گويد : تن آدمى شريف است به جان آدميّت نه همين لباس تقوى است نشان آدميّت . ( 2 ) . سورهء اعراف ، آيه 30 .