( 2 ) . سغدو ، احتمالا از فعل سغماق - « سرد شدن » . زكى وليدى مىپندارد كه اين همان است كه كاشغرى سغت (
I
، 297 ) و سغدج (
I
، 379 ) مىنامد ؛
Picture
، 141 ، يادداشت 4 . در مورد اول در آنجا سخن از جگرآكند ( نوعى كالباس پخته ) تهيه شده از برنج ، گوشت و ادويه ، يعنى « حسيپ » ازبكى است ( در فرهنگ تركى باستان ، 5071 ) :
sogut
كه درست نيست ؛ اما در مورد دوم - سخن از غذايى نامعلوم است . كاشغرى (
I
، 349 ) خوراكى ديگر ( سقتو ) را نيز نام مىبرد كه جگرآكند پخته تهيه شده از گوشت ، جگر ( بدون برنج ) است ؛ قس . فرهنگ تركى باستان ، 509 :
soqtu
.
1099 . هندباء 1
- كاسنى
با كسره [ حرف ] « دال » در پايان [ الف ] كشيده و با فتحه آن - كوتاه .
[ كاسنى ] به رومى بكريذيا 2 ، انطوبيا 3 ، نيز طركسيمى 4 و طرسيمى ، به سريانى حدبى 5 و به فارسى كسناج 6 . نيز طلخه 7 و كسنى 8 [ ناميده مىشود ] .
حمزه كسنى [ مىنامد ] و به سجستانى نيز چنين است .
على بن منجم در انسان مىگويد كه اين هندبا به فارسى و خسّ به عربى است .
پولس و ابو الخير « هندبا » ، « طروقسمون » 9 و « سنخوس » 10 مىنامند و مىگويند كه آنها از نظر طبيعت شبيه همديگرند .
[ مؤلفى ] ديگر گفته است :
ساختهء نجار از چوب اى تنديس * در ميانهء كليسا همچون ترديس ! 11
[ هندباء ] دشتى به سريانى حلياثا 12 ، نيز خس مرارى 13 و به فارسى طلخشكوك [ ناميده مىشود ] .
مؤلّف الياقوته : لعاعه 14 همان « هندباء » است .
( 1 ) .
Cichorium endivia L .
و
C . intybus L .
، سراپيون ، 165 ؛ ابو منصور ، 568 ؛ ابن سينا ، 198 ؛ غافقى ، 263 ؛ عيسى ، 4812 . « هندبا » يا « هندبا » از « انطوبيا » سريانى و آن نيز از يونانى نشئت مىگيرد ، ميمون ، 114 .
( 2 ) . بكريذيا - و يونانى .
( 3 ) . نسخهء الف : انطونيا ، بايد خواند انطوبيا ، نك . يادداشت 1 . واژهء « انطونيا » در نسخهء اصلى دوبار نوشته شده است .
( 4 ) . طركسيمى ، طرسيمى - يونانى ،
Low , pf .
، 255 . اينك مىپندارند كه
Taraxacum
لاتين از « طرخشقوق » عربى - فارسى به وجود آمده است ؛
I , Low
، 434 ؛ غافقى ، ص 547 ، يادداشت 3 .
( 5 ) . حدبى ، قس . بر بهلول ، 71715 ؛
I , Low
، 434 .