درگذشت . « 365 »
در صيدنه تنها يك بار به كناش جورجيس اشاره شده است . « 366 »
ماسرجويه « 367 »
خبرهاى ضد و نقيضى دربارهء اين پزشك يهودى بصرهاى در منابع وجود دارد .
براساس برخى از اخبار ، ماسرجويه در دوران خلافت امويان ( 661 - 750 ) مىزيسته « 368 » و بنا بر نظر ديگرى ، معاصر ابو نواس ( 763 - 814 ) شاعر مشهور بوده است . « 369 » همهء منابع اتفاقنظر دارند كه ماسرجويه دايرة المعارف ارن پزشك اسكندرانى ( نيمهء نخست سدهء هفتم ) را از سريانى به عربى ترجمه كرده است . « 370 » گذشته از اين ، خود نيز چند كتاب از جمله درباره داروهاى ساده و فراوردههاى غذايى نوشته كه اينك در دست نيست ، فقط دستنويس كتاب فى ابدال الادوية ( در جانشينهاى داروها ) اش بهجا مانده است . « 371 » رازى ، غافقى و ابن البيطار از او با نام « اليهودى » ياد مىكنند . « 372 »
اشاره به ماسرجويه در صيدنه در بيست و پنج مورد ديده مىشود ، اما فقط در يك مورد ( شماره 16 ) از كتاب ماسرجويه نام برده مىشود .
( 365 ) . ابن ابى اصيبعه ،
I
، 125 ؛ صفا ، 52 .
I , SB , GAL , Brockelmann
، 414 : 151 / 768 ؛ سارتون ،
I
، 537 و مهيرهوف ، نقل از اثر ، 1853 : سال 771 .
( 366 ) . نك . همينجا شمارهء 1072 .
( 367 ) . گاهى در منابع « ماسرجيس » ديده مىشود . غافقى ، ص 10 ؛ صفا ، 52 .
( 368 ) . ابن ابى اصيبعه ،
I
، 163 . صفا ، 37 ؛ مهيرهوف ،
Arabian pharmacology
، 1853 .
( 369 ) . ابن ابى اصيبعه ، ، 164 ؛
I , SB , GAL , Brockelmann
، 417 .
( 370 ) . به عربى « اهرن القس » - « ارن كشيش » از يونانى . دايرةالمعارفش شامل 30 بخش بود كه
pandectae medicinae
ناميده مىشود ( به عربى « كناش فى الطب » ) و بر پايهء منابع يونانى تدوين شده بود .
كمپبل ،
I
، 47 ؛ صفا ، 52 .
( 371 ) . بروكلمان ،
I , SB , GAL
، 417 ؛ آ . آرندس ، پيشگامان شرقى ، ابن سينا ، ص 963 .
( 372 ) . ابن ابى اصيبعه ،
I
، 163 ؛ غافقى ، ص 10 . ظاهرا ابن سينا نيز هنگامى كه مىگويد « يهودى » ، به ماسرجويه اشاره دارد . نك . ابن سينا ، 14 ، 585 .