پس از استيلاى اعراب نيز همانجا ماند ( 640 ميلادى « 351 » ) . آخرين نمايندهء پزشكى يونان باستان به شمار مىآيد . پولس با استفاده از تأليفات جالينوس ، اوريباسيوس و اطيوس ، يك كتاب ( دانشنامهء ) پزشكى در هفت مقاله تنظيم كرده كه حنين بن اسحق به سريانى و عربى ترجمه كرده است . « 352 » اين كتاب در ادبيات شرق به كتاب الكناش فى الطب ( مجموعه در طب ) مشهور است . « 353 » آخرين مقالهء هفتگانه به داروهاى ساده اختصاص دارد اما ترجمهء عربى آنها به ما نرسيده و فقط بخشى از مقالهء پنجم كه از زهرها بحث مىكند ، به ما رسيده است . « 354 »
استناد به پولس در صيدنه بكرات ديده مىشود ( حدود 190 بار ) ، اما فقط در چند مورد به اثرش اشاره شده است . در چهار مورد به نام كتاب بولس « 355 » ، در سه مورد به المتن و در بقيه موارد به حواشى . حواشى از ابو الخير بن الخمار پزشك و فيلسوف معاصر بيرونى است . « 356 » تا آنجا كه از نقلها در صيدنه مىتوان قضاوت كرد ، اين حواشى بر مقالهء هفتم مجموعهء پولس كه به داروهاى ساده اختصاص دارد ، نوشته شده است .
افزونبر آن ، يك بار نيز به الابدال پولس اشاره شده است . « 357 »
ابو جريج
دربارهء ابو جريج الراهب تقريبا هيچ چيز نمىدانيم . ابن ابى اصيبعه نامش را همراه با پزشكان مسيحى كه اندكى پس از پزشكان اسكندرانى مىزيستهاند ، ذكر مىكند . « 358 »
( 351 ) .
Sarton , I , 479 ; Campbell , I , 11
.
( 352 ) . حنين ،
XXVI
؛ غافقى ، ص 9 .
( 353 ) . صفا ، 67 ، 120 ؛ ماحى ، مقدمة : 31 . ابن ابى اصيبعه ،
I
، 103 . كناش الثريا .
( 354 ) . غافقى ، ص 9 . كمپبل ،
I
، 31 ، 62 .
( 355 ) . قس . ابن ابى اصيبعه ،
I
، 200 .
( 356 ) . در اينباره نك . همينجا ، ص 121 .
( 357 ) . دربارهء آثار همانند ديگر مؤلفان نك . همينجا ، ص 91 و 97 و 113 .
( 358 ) . ابن ابى اصيبعه ،
I
، 109 . در اينجا ابن ابى اصيبعه پزشكانى را كه از 16 اثر جالينوس به نام السته عشر مجموعهاى تدوين كردهاند ، پزشكان اسكندرانى مىنامد . يحيى النحوى نيز كه از سال 627 تا 640 در اسكندريه مىزيست ، از جملهء آنهاست . ابن ابى اصيبعه ،
I
، 103 ؛ سارتون ،
I
، 48 .