به نظرم [ بايد خواند ] « السياج » [ ديوار ] » . شمارهء 975 : « گويند كه « محلب » درخت ضرو [ شجر الضرو ] است اما اين تصحيف « الصرود » است » . بيرونى در اينجا مىخواهد بگويد كه بهجاى « شجر الضرو » بايد « شجر الصرود » خوانده شود [ « درختى كه در كوهستان مىرويد « 217 » » ] .
اگر املاى واژهاى براى بيرونى روشن نباشد ، در اين مورد مخصوصا تذكر مىدهد .
مثلا در شمارهء 5 مىگويد كه نام « ابيغل » را نشنيده و در حرف دوم آن شك كرده است .
بيرونى در نوشتن صيدنه از آثار زبانشناسان و فرهنگنويسان عرب نيز بهطور گسترده استفاده كرده است « 218 » ، زيرا موضوعات مربوط به داروشناسى نيز در آنها فراوان يافت مىشود . بيرونى عمدتا براى شناسايى نامهاى عربى و فارسى مواد دارويى و تعيين تلفظ درست آنها به اين آثار رجوع مىكرد .
حال كه مسائل مربوط به زبانشناسى را در صيدنه به پايان مىبريم ، خاطرنشان مىسازيم كه متن صيدنه اجازه مىدهد تا اصلاحاتى را در برخى جاهاى ترديدآميز فرهنگهاى عربى پيشنهاد كنيم . در اينباره در يادداشتهاى 2 ( شمارهء 8 ) ، 5 ( شمارهء 102 ) ، 9 ( شمارهء 456 ) ، 4 ( شمارهء 539 ) و 7 ( شمارهء 1071 ) به تفصيل گفته شده است .
از آنچه گفته شد چنين برمىآيد كه بيرونى فقط به فعاليت در رشتهء علوم دقيق اكتفا نمىكرد . علائقش بسيار گستردهتر بود و آخرين اثرش شامل بسيارى واقعيتهاى جالب از ديدگاه زبانشناسى است كه اجازه مىدهد تا دانشمند بزرگ را در سيماى جديدى معرفى كنيم .
( 217 ) . دربارهء ملاحظاتى ازايندست نك . شمارههاى 41 ، 54 ، 309 و جز اينها .
( 218 ) . تعداد زبانشناسان و فرهنگنويسان يادشده در صيدنه به 55 مىرسد .
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٦٨