از درون سفيد است . از نظر بو به چيزى بين صمغ انجدان و قنّه 10 مىماند و مزهاش تند و تيز است .
جالينوس : [ سكبينج ] خالص به محض قرار گرفتن در آب ، حل مىشود . او [ سپس ] مىگويد كه [ سكبينج ] شبيه قنه است اگر سفيد باشد . نوعى قنه وجود دارد كه با تغيير به سكبينج تبديل مىشود ؛ اين نوع [ سكبينج ] كف مانند 11 و سبك وزن است . اما [ سكبينج واقعى ] - متراكم و فشردهتر از ديگر نوع است ، آن را نيز بايد به كار برد زيرا بهتر از دو نوع آن است . سكبينج به دست آمده از قنه در آب حل نمىشود و بوى سكبينج [ واقعى ] را ندارد .
ابو جريج : بهترين [ سكبينج ] - شفاف ، سفيدوش با بوى تند شبيه بوى انجدان است .
[ سكبينج ] با اين ويژگى را از ناحيه مشرق مىآورند .
ابن ماسويه : آن [ سكبينج ] را برگزين كه از درون متمايل به سرخ و از بيرون به سفيد شفاف نزديك باشد 12 و بوى شديد و مزهء تلخ داشته باشد .
ابن ماسه 13 [ مىگويد كه سكبينج ] چهار نوع است ؛ رازى [ مىگويد ] دو نوع : سرخ و سفيد ؛ نوع سفيد سبكتر اما فشردهتر و بهترين است .
ابو سهل رسائلى 14 : [ سكبينج ] خراسانى و هم اصفهانى وجود دارد و خراسانى بهتر است .
پولس : جانشين [ سكبينج ] صمغ صنوبر نر است .
حمزه : سكبينج فقط در اصفهان يافت مىشود .
ديسقوريدس : صاغابينون گياهى است كه به ظاهر شبيه خيار است و در سرزمين « ما هو » 15 مىرويد .
جالينوس : قنه را مىتوان جانشين [ سكبينج ] كرد اما ضعيفتر است .
( 1 ) . صمغ برخى از انواع
F . persica Willd . , Ferula Scowitziana D . C . - Ferula
يا
F . sagapenum Polack .
؛ سراپيون ، 425 ؛ ابو منصور ، 322 ؛ ابن سينا ، 498 ؛ ميمون ، 280 ؛ عيسى ، 16 82 .
سكبينج معرب « سكبينه » فارسى است (
Lane
، 1389 ؛
II , Vullers
، 309 ) و يونانى نيز از همين است ؛
III , Low
، 460 ؛ ميمون ، 280 .
( 2 ) . افطريون ، قس . بر بهلول ، 27 258 ،
III , Low
، 460 .
( 3 ) . نيز همينگونه است در نسخهء فارسى : سكهنگ ، نسخهء الف : سكهنو ، فرهنگها نشان مىدهند كه نام هندى سكبينج كندل است ؛ قس .
Platts
، 852 ؛ محيط اعظم ،
II
، 45 .
( 4 ) . حلبا ، نسخهء فارسى : جلباد ( ؟ ) .