( 22 ) . بالبصره خروب شام للطرفة ، نسخهء فارسى : يكى از اهل بصره چنان خبر داد كه در بصره خرنوب شامى بسيار باشد و گفت او بطرفه [ طرفاء ] ماند .
388 . خربق 1
[ خربق ] دو نوع است : سياه و سفيد . [ خربق ] سياه - رومى است ، شاخههاى نازك به كلفتى يك انگشت دارد كه داراى گرههايى است و بر آنها سرخى بيرون مىزند .
[ خربق ] سفيد را از ختّل 2 و سرزمين ماوراء النهر مىآورند ، آن پوست گياه است و به همين جهت به صورت لولههاى سفيد است .
خربق به رومى الّبرون 3 ، به سريانى حوربخانا 4 ، نيز فقوشا 5 [ ناميده مىشود ] ؛ اوريباسيوس الّبروس 6 [ مىنامد ] ؛ به فارسى - دارى بوربق 7 است .
در ادويه جالينوس [ اشاره شده است ] كه آن به سريانى 8 اقونيطاون 9 [ ناميده مىشود ] و نوعى از آن وجود دارد كه گرگها را مىكشد و نوعى ديگر نيز گربهء وحشى 10 را مىكشد .
جالينوس : هلّا بوروس 11 [ نام ] عمومى جنس است .
رازى : [ خربق ] سياه شبيه كندس 12 است اما سياهىاش بيشتر است ، [ خربق ] سفيد شبيه ريشهء كبر 13 است اما سفيدىاش بيشتر است .
ابن ماسويه و الرسائلى : بهترين [ خربق ] سفيد آن است كه به رنگ سفيد باشد ، به آسانى شكسته و ريزريز شود ، گوشتدار باشد و پوسيده نباشد . بر اثر شكستن در درونش چيزى نازك شبيه تار عنكبوت ديده مىشود ؛ سوزان است و زبان را مىسوزاند 14 . [ خربق ] سياه نيز همينگونه است . [ ابن ماسويه ] مىگويد : يكى از تأثيرات حيرتانگيز [ خربق ] كه ما مشاهده كردهايم چنين است : يكى از اهالى ده به دليل بيمارى از خربق سفيد خورد . در ده خوكها و سگها مدفوعش را خوردند و مردند ، مرغها مدفوع اين خوكها و سگها را خوردند و آنها نيز مردند . اگر اين [ خربق ] سياه بود چه مىشد !
اركاغانيس : در بيمارىهاى مزمن بهترين [ خربق ] حد وسط ميان جوان و پير ، كلفت و نازك است ؛ آن به رنگ خاكسترى است ، به آسانى مىشكند و هنگام شكستن چيزى همانند گرد از آن بيرون مىآيد ، سوزان است و تأثيرش بر زبان مدتها باقى مىماند .
ديسقوريدس : نيروى هر دو [ خربق ] سالهاى زياد باقى مىماند درحالىكه نيروى ديگر [ گياهان ] غالبا تا سه سال باقى مىماند .
اوريباسيوس : [ خربق ] كلفت ، توپر و تند و تيز با طعم آتشين انتخاب كن .