تاريكى شبكورى همانند تاريك روشن ميان غروب و شب « 174 » ، بىنصيب نيست . اما گوشها چيزى جز صداى ضربهها « 175 » را نمىشنود و حروف كلمات را تمييز نمىدهد .
كسى كه در چنين حالتى قرار دارد ، در مقاصد خود بدون دستيار شايستهاى كه با مهر و نيكى ، بدون كينه و ضرر يارى رساند ، از عهده بر نمىآيد . زمان و مكان اجازه نمىدهد تا تعداد مردمان موصوف به اين صفتها زياد باشند . چه حاصل ! فقط در موارد نادر چند تن از اين قبيل از ميان مردم بسيار پديد مىآيند .
آفرين بر يكى از آنها يعنى ابو حامد احمد بن محمد النهشعى « 176 » كه از امثال خود با احاطه به زبان و آنچه با آن ارتباط دارد ، نيز با اعتبار در علوم نزديك [ زبان ] و افزون بر آن با تسلط در پزشكى كه با كار زير رهبرى [ پزشكان ] برجسته و مطالعهء مجدانهء كتابهاى [ مؤلفان ] گذشته و حال [ به آن دستيافته ] ، ممتاز است . اگر به فصلى از اين كتابها يا نكتهاى در آنها اشاره شود ، تقريبا در همهء موارد جاى آنها را در اين [ كتابها ] نشان مىدهد . او بهسان مجتهدى [ دانش ] خود را افزايش مىدهد . ادارهء بيمارستان به وى امكان داده است تا در اين كار پيشرفت كند ، كسى كه مشتاق كار نيك است و از دورويى و انديشههاى ناپسند دورى مىجويد .
او با افزودن آنچه در اختيارش است به آنچه من دارم ، به وظيفهء همكارى عمل كرده است . پيوسته مىكوشيد تا مطابق با زمان و مكان از آنها كه در داروشناسى سررشته داشتند بپرسد و سپس داروهاى ساده را به نزدم مىآورد تا من آنها را از روى ظاهرشان توصيف كنم . من دو كتاب ابو بكر رازى را در داروشناسى و بدلها « 177 » خواندهام اما سود كافى از آنها نبردهام . پس چيزهايى از محتواى اين [ كتابها ] را به آنچه نزد من گرد آمده بود ، افزودم تا يادداشتهايى پيش از همه براى خودم به دست آيد و سپس براى آنها « 178 »
الاماكن ، ص 178 .
( 174 ) . به مثل الفحمة بين العشا و العشا بايد خواند الغسا و الغشاء . پ . كرائوس مىپندارد كه در اينجا احتمالا چند واژه افتاده است .
OLZ
، 540 .
( 175 ) . مقارع الاصوات .
Vorwort
، 45 :
das Anschlagen der Laute
« ضربههاى چنگ » .
( 176 ) . النهشعى . نسخهء فارسى 9 الف : چنين گويد ابو ريحان كه در تأليف اين صيدنه رجوع در حل مشكلات به شيخ ابو حامد محمد بن احمد البهشفى كردم .
( 177 ) . فى الصيدنه و الأبدال .
( 178 ) . اين جاها در
Vorwort
( 46 ) به گونهاى ديگر ترجمه شده است .