تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧

حرف الف

1 . آء

1 * - ؟ [ اين ] گياهى است كه با دارو ارتباط ندارد . من آن را به خاطر همزهء ممدود آخر يعنى « الف » ذكر كرده‌ام . ذو الرّمّة گويد :
« آء و تنّوم كشاندش به خود ، سپس بر سر راه * سنگ‌هاى بيرون‌زده ، چراگاه همه‌گونه غذا دارد . » 2 *
( 1 * ) . در ديگر مجموعه‌هاى داروشناسى نوشته نشده است . طبق ابو حنيفه 7 - « آء ميوه‌هاى سرح است » . سرح
Cadaba farinosa Forsk
يا
Maerua Crassifolia F
است . نك . همين‌جا ، شماره‌هاى 114 و 535 . نسخهء فارسى : « آء نباتى است كه مألوف اشترمرغ است . » همين‌گونه است در لسان العرب ،
I
، 24 . ( 2 * ) . تاج العروس ،
I
، 390 اين شعر را چنين تفسير مىكند : « شترمرغ كه از چراگاهى به چراگاه ديگر مىرود ، گاهى « آء » و گاهى « تنّوم » مىخورد و سپس به سنگ‌ها مىرسد . برايش هيچ‌چيز نخوردنى در چراگاه وجود ندارد . »

2 . آب‌دارو

1 - ؟ محمد زكريا مىگويد : [ آب‌دارو ] به ليف 2 خرما مىماند ؛ رنگ آنچه بر ريشه‌هاست ، سياه‌تر از رنگ ليف خرماست . شاخه‌هاى نازك شبيه گل آذين سنبل دارد كه به هم چسبيده‌اند و مزه و بوى شديد ندارند . ( 1 ) . نسخهء فارسى و
I , Vullers
، 6 : آب‌دار . در كتاب‌هاى دسترس ما اين گياه توصيف نشده است . ( 2 ) . الليف .