حرف الف
1 . آء
1 * - ؟
[ اين ] گياهى است كه با دارو ارتباط ندارد . من آن را به خاطر همزهء ممدود آخر يعنى « الف » ذكر كردهام .
ذو الرّمّة گويد :
« آء و تنّوم كشاندش به خود ، سپس بر سر راه * سنگهاى بيرونزده ، چراگاه همهگونه غذا دارد . » 2 *
( 1 * ) . در ديگر مجموعههاى داروشناسى نوشته نشده است . طبق ابو حنيفه 7 - « آء ميوههاى سرح است » .
سرح
Cadaba farinosa Forsk
يا
Maerua Crassifolia F
است . نك . همينجا ، شمارههاى 114 و 535 . نسخهء فارسى : « آء نباتى است كه مألوف اشترمرغ است . » همينگونه است در لسان العرب ،
I
، 24 .
( 2 * ) . تاج العروس ،
I
، 390 اين شعر را چنين تفسير مىكند : « شترمرغ كه از چراگاهى به چراگاه ديگر مىرود ، گاهى « آء » و گاهى « تنّوم » مىخورد و سپس به سنگها مىرسد . برايش هيچچيز نخوردنى در چراگاه وجود ندارد . »
2 . آبدارو
1 - ؟
محمد زكريا مىگويد : [ آبدارو ] به ليف 2 خرما مىماند ؛ رنگ آنچه بر ريشههاست ، سياهتر از رنگ ليف خرماست . شاخههاى نازك شبيه گل آذين سنبل دارد كه به هم چسبيدهاند و مزه و بوى شديد ندارند .
( 1 ) . نسخهء فارسى و
I , Vullers
، 6 : آبدار . در كتابهاى دسترس ما اين گياه توصيف نشده است .
( 2 ) . الليف .