قسطا : يبروح ريشه لفاح است .
ابن ماسويه : جانشين پوست ريشه [ لفاح ] بنگ سفيد است .
( 1 ) . از يبروحى سريانى -
Mandragora officinarum L .
؛ سراپيون ، 276 ؛ ابو منصور ، 583 ؛ ابن سينا ، 333 ؛ ميمون ، 179 ؛ عيسى ، 13 114 .
( 2 ) . يبروحى ، قس .
III , Low
، 365 .
( 3 ) . سابيزج ، نك . شمارهء 521 .
( 4 ) . سيب سيك .
( 5 ) . اللفّاح ، نك . شمارهء 950 .
( 6 ) . يمرو ، قس .
II , Vullers
، 1529 .
( 7 ) . نسخهء الف : ثم ، بايد خواند يم .
( 8 ) . نسخهء الف : للواحد ، بايد خواند للوجه .
( 9 ) * . ترجمه از روى نسخهء فارسى ؛ اينجاهاى متن پوشيده از لكه است . اين جمله در ابن سينا ، 333 نيز وجود دارد .
1111 . يبيقية 1
ابو حنيفه : اين دانهاى درشتتر از جلبّان است . آن سبز رنگ است و آن را به صورت نان 2 يا پخته مىخورند ، به گاو نيز مىدهند و آن در شام فراوان است .
( 1 ) . نوشتار نادرست واژه بيقية -
Vicia cracca L .
يا
V . sativa L .
؛ نك . شمارهء 196 . در نسخهء فارسى حذف شده و در نسخههاى ب و پ با عنوان پيشين يكى شده است .
( 2 ) . نسخهء الف : مخموزا ، بايد خواند مخبوزا ، قس . لسان العرب ،
X
، 31 .
1112 . يتّوع 1
اين به رومى توتاملون 2 و به فارسى اسفيدكشير 3 است .
جالينوس : [ يتوع ] هفت نوع است ، نيرومندترين آن به يونانى خارقياس 4 ناميده مىشود و اين همان است كه مردم « يتوع نر » مىنامند ، اما [ يتوع ] مادهء « مرسليطس 5 ناميده مىشود كه به معناى « شبيه مورد » است . [ سپس ] نوعى است كه ميان سنگها مىرويد و از درختان است 6 ، پس از آن ، نوعى به نام نواصير 7 است ؛ سپس سروى 8 است ؛ پس از آن باراليوس 9 است زيرا در جاهاى چسبيده به دريا مىرويد 10 ؛ سپس « ايليوسقوبيوس » 11 است .