مخالفت آن با اجماع مسلمانان و نيز دربارهء محتواى سست آن - كه بىهيچشباهت و سنخيت با قرآن ، آن را به كرامت آن چسباندهاند - بر اساس علم ، سخن بگو . » « 1 »
اما ادلهاى كه گروه اندكى از اخباريان - كه در رأس آنان ، سيد نعمة اللَّه جزائرى « 2 » و در پى او ، شيخ ميرزا حسين نورى « 3 » است - با هياهويى فراوان ، بدان استناد كردهاند ، رواياتى شاذ است كه بيشتر آنها مرسل ، مجهول يا ضعيف است كه اساسى استوار و جايگاهى محكم ندارد ؛ آنسان كه در كتاب خود ، صيانة القرآن من التحريف ( التمهيد فى علوم القرآن ، ج 8 ) به تفصيل آوردهايم . از جملهء مستندات مهم جزائرى « 4 » ، روايت مرسل و بى سندى است كه صاحب كتاب احتجاج - كه تاكنون ، مؤلفش ناشناخته است - آن را بازگفته است :
[ م / 87 ] از امام امير مؤمنان عليه السلام دربارهء تناسب در اين آيه پرسيده شد :
« وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ »
« 5 » .
حضرت ، بنا بر پندار راوى ، فرمود : « منافقان از بين
« فِي الْيَتامى »
و ازدواج با زنان
( فَانْكِحُوا )
، بيش از يك سوم قرآن را - كه خطاب و قصه بود - انداختند . » « 6 »
اين روايت افزون بر منكر بودن ، در هيچ منبع حديثى ، جز همين كتاب بىسند ، وجود ندارد ؛ چنان كه مؤلف آن نيز تاكنون ناشناخته است و مشخص نيست كه اين طبرسى ( مؤلف كتاب ) كيست ؟
محتواى اين روايت نيز شايد بيش از هر چيز ، بر نادانى سازندهء آن دلالت داشته باشد ؛ زيرا چگونه معقول است كه از بين يك آيه ، بيش از دو هزار آيه - كه شامل خطاب ، قصه و احكام است - بيفتد ؟ شايد خودِ آيه به تنهايى ، معادل چند سورهء
هامش
( 1 ) . آلاء الرحمان ، ص 17 و 18 .
( 2 ) . وى در سال 1112 ق درگذشت .
( 3 ) . وى در سال 1325 ق درگذشت .
( 4 ) . منبع الحياة ، ص 68 - 70 .
( 5 ) . نساء ( 4 ) 3 : « و اگر در اجراى عدالت ميان دختران بيمناكيد ، هر آنچه از زنان را كه شما را پسند افتاد ، دودو ، سه سه و چهار چهار ، به زنى گيريد . »
( 6 ) . احتجاج ، ج 1 ، ص 377 .