پيشرفت در فضيلت خود مىدانستند . اين نگاه به قرآن در بين مسلمانان ادامه يافت ؛ به گونهاى كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شمار حاملان و حافظان قرآن به هزاران و دهها و صدها هزار رسيد ؛ هرچند پيشينه و فضيلت آنها متفاوت بود . با اين حال ، چون وحى در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم قطع نمىشد ، همهء قرآن در يك مصحف گردآورى نشد ؛ هرچند آنچه از قرآن وحى مىشد ، در دلهاى مسلمانان و نگارشهاى آنان جمع مىگرديد .
آن گاه كه خداوند براى رسول خود ، سراى كرامت را برگزيد و وحى قطع گرديد ، ديگر انتظار نزول قرآن وجود نداشت . بدين جهت مسلمانان بر آن شدند كه قرآن را در مصحفى جامع ثبت كنند . آنها مواد آن را با نظارت هزاران حافظ قرآن و با استفاده از نگاشتههاى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و كاتبان وحى و ديگر مسلمانان - كه به صورت پراكنده ، كلى يا سوره بود - گرد آوردند . قرآن كريم در اين حركت همگانى عظيم ، نسل به نسل بين مسلمانان دست به دست شد ؛ به گونهاى كه در هر زمان ، هزاران مصحف و هزاران حافظ را مىيابى ؛ مصحفهايى كه پيوسته از روى يكديگر نسخه بردارى شدهاند و مسلمانان براى يكديگر قرائت مىكنند و از هم مىشنوند . هزاران مصحف ، نگاهبان حافظان و هزاران حافظ ، پاسدار مصحفها و هزاران مصحف و حافظ ، نگاهبان مصحفها و حافظان پس از خود هستند .
مىگوييم : هزاران ؛ در حالى كه صدها هزار و هزاران هزار هستند . اين تواتر و جاودانگى آشكارِ قرآن در هيچ مسألهء تاريخى ديگر ، نمونهاى ندارد ؛ چنان كه خداى تعالى وعده داده است :
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »
« 1 » ( در حقيقت ، ما هستيم كه قرآن را نازل كرديم و به طور قطع ، نگاهبان آن مىباشيم . ) »
او ادامه مىدهد : « اگر در روايات شاذ ، مطلبى دربارهء تحريف قرآن و از بين رفتن بخشى از آن مىشنوى ، ارزشى براى آن مَنِه و در تشويش و سستى ضعف راويان و
هامش
( 1 ) . حجر ( 15 ) 9 .