حفر ، مالك زمين و معدن مىشد ، پس از آن فتح نمودند مسلمانها آن زمين را ، اظهر اين است كه معدن ، ملك غانمين است و از غنائم است نه آن كه مثل زمين ، ملك مسلمين عموماً بوده باشد .
جعاله در معدن باطنى
4 - اگر مالك معدن باطنى بگويد به شخصى كه : « عمل در آن نما براى اخراج و تصفيه ، هر چه حاصل شد نصف آن براى تو باشد » ، به نحو جعالة صحيح است نه به نحو اجاره ، مگر به نحو صلح مفيدِ مفادِ اجاره باشد با ذكر مدّت و اشتمال بر ضميمهء معلومه يا شرط نتيجه در ضمن عقد لازم ديگر .
و اگر بگويد : « عمل نما و هر چه خارج شد مال تو است » ، اذن در عمل و تملك حاصل است ؛ پس اگر رجوع كرد از تملك مأذون ، اظهر عدم استحقاق اجرت عمل است كه به خيال عدم جواز رجوع به جا آورده شده است .
عدم جواز منع صاحب آسياب سابق توسط مالك نهر
5 - مالك نهر نمىتواند منع نمايد صاحب آسياب سابق ( كه مشروب از اين نهر بوده و در اصل ، مالكهاى نهر و آسياب مغاير بوده ) و آن را قطع نمايد از آسياب براى اضرار به صاحب آن در صورتى كه ثابت بشود كه وضع آسياب و مشروب بودن از آن نهر از روى استحقاق شرعى بوده است ؛ و اگر نه پس با بيّنهء صاحب آسياب ، ترجيح قول او در تنازع داده مىشود ؛ و با عدم آن ، قول صاحب نهر مسموع مىشود .
و الحمد لله اولًا و آخراً بلغ المقام في 28 من شهر الصيام من سنة 1407 هجرية على مهاجرها و آله السلام ، بيد العبد محمّد تقى بن محمود عفى عنهما .