پيدا شدن معدن باطنى در زمين موات
3 - اگر احياء نمود زمينى را از موات و در آن ، معدنى باطنى ظاهر شد ، مالك معدن مىشود مثل احياء براى همين جهت ، و عدم خصوصيّت و عدم علم به آن ، فارق نيست .
و همچنين اگر به شراء يا غير آن ، زمينى را مالك شد و به سبب حفر براى اغراضى ، معدنى باطنى در آن ، ظاهر شد ، استخراج مملوكِ تبعىِ خود كرده است و معدن باطن ، ملكِ استخراج كننده به نحو مشروع است و بر او است خمس آن .
پيدا شدن گنج
و همچنين كنزى كه در آن اثر اسلام نيست اگر ظاهر شد در ملك شخصى ، مال او است و بر او است خمس ؛ و اگر در آن اثر اسلام است لقطة است .
مالك معدن باطن در موات و مفتوح العنوه
و آن چه از معدن باطن در موات است ، ملك امام اصل عليه السلام است ؛ و آن چه در مفتوح العنوة است ملك مسلمين است ما دام كه به احياء مشروع ، مملوك محيى نشده باشد به تبع زمينى كه مملوك به احياء او است يا زمينى كه مملوك به تبع آثار مىشود ، كه معدنِ باطن ، ملكِ مستخرِج به نحو مشروع است و بر او است خمس آن ؛ لكن احتياط غير متروك در معدن باطن در مفتوح العنوة مراجعه به حاكم شرع است كه رعايت مصلحت مسلمين با او است .
چاه حفر شده در مفتوح العنوه يا موقوفه
و همچنين است حكم بئر حفر شده در مفتوح العنوة ؛ مگر آن كه از انتفاع به زمين باشد كه مجوّز انتفاع به تبع آثار در آن باشد ، و حق منع از زائد بر حاجت با عدم مزاحمت ندارد بنا بر احوط .
و همچنين چاه حفر شده در موقوفه مسلمين ، ملك موقوف عليهم است نه حافر ، و تسويغ تصرفات حافر با ناظر وقف است يا حاكم شرع در صورت عدم ناظر .
ظهور معدن در غير بلد اسلام
اگر حفر نمود در غير بلد اسلام ، زمينى را پس در آن معدنى ظاهر شد ، كسى كه به