شكاف دار شدن دندان يا شكسته شدن جاى ديگر
در انصداع و شكافته شدن دندان بدون سقوط و سياهى ، دو ثلث ديه آن است بنا بر اظهر ، و اكثر الامرين از دو ثلث و حكومت است بنا بر احوط .
در دندانِ مقلوع ، ديهء آن است . و در شكستن آن چه از آن از لثه بارز است بدون كندن سنخ كه داخل لثه است ، تأمل است ، احوط ديه است در صورت اكثريّت آن از ارش ، يا صلح است . و در قلع سنخ بعد از جنايت ديگر در شكستن بارز از لثه حكومت است .
صبر تا يك سال براى روييدن دندان
براى كندن يا شكستن دندان طفل ، تا يك سال صبر مىنمايند ، اگر به جاى كنده شده يا شكسته شده روييد ، ارش ثابت است ؛ و گر نه ديهء دندان كسى كه دندان شير او افتاده است ثابت است به نحوى كه در قلع و كسر گذشت .
اگر دندان دوباره نصب شد يا روييد يا ترميم شد
اگر دندان در آمده يا شكسته شده را دو دفعه به جاى خود ثابت كردند ، يا روييد ، يا مجبور شد به مثل خودش ، يا متصل شد بعد از انفصال ، پس از آن قلع يا كسر شد ، اظهر وجوب ديه آن است به نحو متقدم . و براى اولى كه عود كرده [ آيا ] ارش است يا ديه است ؟ تأمل است ، و اوّلى اقرب است .
عدم تأثير كوتاهى و بلندى دندان در ديه
طول و قصر دندان اگر چه به اضافه به دندانهاى ديگر شخص باشد اگر چه به حدّى كه موجب عيب است باشد تأثيرى در ديه ندارد بنا بر اظهر .
كنده شدن دندان معيوب
اگر اضطرابى در دندان به واسطهء مرض يا كِبَر سنّ پيدا شد ، پس به جنايت ، قلع يا كسر شد بعد از وصل با چيزى يا قبل از آن ، پس الحاق آن به شلل عضو در صورت عموم حكم به ثلث ، به حاصل به غير جنايت خالى از وجه نيست . و اگر بالكليه منافع آن ساقط بود پس حكومت در قلع آن متّجه است .