و همچنين در قطع زبان اگر روييد به هيئت سابقه بر خلاف عادت متعارفه .
لكن تشخيص عود و عدم ، مربوط به اهل خبره است در هر دو مقام . و استعادهء ديه در دو فرع تا اطمينان حاصل از اخبار اهل اطلاع و معرفت ، خالى از وجه نيست ، و احتياط مناسب است براى طرفين .
قطع يك طرف زبان با قدرت كامل طرف ديگر
اگر زبان دو طرف داشت و هر طرفى كار ديگر را مىكرد ، پس با قطع يك طرف هيچ كدام از حروف تغيير نكرد ، ارش مقطوع با عدم تمكن از مساحت و نسبتش به مجموع با وضع مجموع قبل از جنايت ، ثابت است ؛ و با تمكن ، ديه تأديه مىشود . و اگر بعض حروف به واسطهء اختصاص به يكى از دو طرف زبان دو سر ، غير منطوق بود ، ديه ذاهب از حروف بعد از توزيع ، بر او است چنان كه گذشت .
اگر كمى از حروف منطوق باشد
اگر كمى از حروف ، منطوق باشد به طورى كه قابل استفادة به كلام نباشد .
تبديل حرفى به حرف ديگر
فقط ديهء آن چه غير منطوق است ثابت است ، و عدم استفاده كلام ، سبب كمال ديه نيست بنا بر اظهر .
اگر به سبب جنايت ، حرفى به حرف ديگرى تبديل شد ، حرف فائت مضمون به ديهء آن است . اگر ديگرى جنايتى وارد كرد كه بدل بود ، فقط بدل را ضامن است كه اصلى بوده ؛ و اگر خارج از حروف 28 يا 29 گانه بدل شده بود ، به سبب جنايت دوّم ضامن ديه نيست ، بلكه ضامن ارش است اگر تفاوت در قيمت مملوك بياورد .
ازاله فصاحت در بعض حروف
اگر فصاحت در بعض حروف يا تمام آن نبود لكن تمكَّن از تأديه بدون ابدال داشت ، پس به سبب جنايتى نطقش زائل شد ، بر او است ديه كامله در صورتى كه بر حسب خلقت يا آفتى از خوش كلامى خارج بوده ؛ و اگر به سبب جنايتى در سابق چنين شده