فصل چهارم حد شرب مسكر و فقاع
1 - موجب حدّ
مراد از فقّاع و مسكر و تناول آن
در « فقاع » ، صدق اسم معتبر است . و در « مسكر » ، اسكار كثير آن معتبر است ، پس قليل آن موجب حدّ است اگر چه مسكر بالفعل نباشد .
و معتبر است در [ حدّ ] ، تناول مسكر يا فقاع ، از روى اختيار ، از عالم به تحريم ، و كامل .
و مراد از تناولِ آن چه اسكار آور است در كثير ، مثل شرب و ادخال در غذاء و دواء اگر چه تميز آن از بين برود و آن چه متداول است از استعمال بعض مسكرات در مثل قليان ؛ پس مثل احتقان به آن ، خارج است ؛ و همچنين تضميد و اطلاء و سعوط و كحل اگر داخل حلق نشود يا آن كه معلوم نباشد وصول به حلق به آنها ، مانعى ندارد .
و در فقاع اگر رعايت صدق اسم بشود نه اسكار كثير ، در مستهلك آن تأمل است در ايجاب حدّ .
در عجين با خمر و نان پختن آن ، اقرب ثبوت حدّ است .
و فرقى نيست در اصلى كه مسكر از آن به عمل آورده شده ، بين انگور و خرما و كشمش و گندم و جو با اختلاف اسامى به اختلاف اصول در ايجاب حدّ در يك قطره از آن چه كثير آن مسكر است .
عصير عنبى و انگور
عصير عنبى ؛ در صورت غليان به خودى خود يا با آتش يا با آفتاب ، و ثلثين آن