ترك تسميه
و اگر عمداً ترك تسميه كرد ، تذكيه حاصل نمىشود ؛ و اگر از روى فراموشى ترك كرد ، ضرر ندارد . و مسلمان ذابح بدون تسميه ، در ادعاى فراموشى تصديق مىشود . و جهل به موضوع يا حكم ، ملحق به نسيان نيست بنا بر احوط .
اعتبار قصد در تسميه
و اظهر عدم كفايت تسميهء براى سائر اغراض است ، بلكه بايد به عنوان تسميهء بر ذبيحه و به اين قصد باشد .
شرطيت ذكر خداى متعال به نحو اختصاص
و بايد نام خداى تعالى به نحو اختصاص ذكر شود ، پس مجزى نيست اگر بگويد « بسم الله و محمّد » با جرّ به عطف ؛ و اگر بگويد « بسم الله و بسم محمّد » و قصد نمايد متعلَّق را در اول « أذبح » و در دوم « أتبرّك » جواز بىوجه نيست ، و همچنين اگر در صورت اولى همين قصد را داشته باشد ؛ بخلاف صورت قصد تشريك يا اطلاق به معنى قصد ظاهر .
اشاره اخرس
و اشارهء مفهمه در اخرس كافى است اگر چه به تحريك زبان با توجه به مقصود كه تسميه بر ذبيحه است [ باشد ] .
جواز وصفى تسميه به قصد عزيمت از جنب و حائض
و تسميه به قصد عزيمت ، از جنب و حائض ، ضرر به تذكيه ندارد اگر چه معصيت است .
اعتبار تسميهء وكيل
با توكيل مسلم ، مسلمى را در ذبح ، تسميهء وكيل ذابح به مباشرت ، لازم است ، و تسميه موكِّل كافى نيست .
مباشرت دو نفر در ذبح
مانعى از مباشرت دو نفر به ذبح با تسميهء هر دو نيست اگر با هم انجام دهند .