واضع آنها ، درخواست نموده است ؛ پس كسى كه مىگويد : اى رسول خدا ! مىخواهم كه چشممم به من برگردد يا بيمارىام بر طرف شود يا بلا از من دور شود ، درواقع اين مسائل را بهواسطهء شفاعت حضرت رسول صلى الله عليه و آله از خداوند طلب مىكند و مانند اين است كه گفته باشد در فلان و فلان امر براى من دعا يا شفاعت فرما و فرقى بين اين دو لفظ نيست ، جز اينكه دومى صراحت در مقصود دارد و مثل همين عبارت است كلام توسلجوينده كه مىگويد : خدايا از تو مىخواهم به حق پيامبرت كه چنين نفعى را مهيا فرمايى يا فلانبدى را دفع نمايى و متوسل در همهء اين موارد جز از خداوند درخواست نمىكند .
بدينسان معلوم است كه احتجاج به حديث
« إذا سألت فأسأل اللَّه »
براى ممنوعيت توسل مغالطهاى بيش نمىباشد كه حديث را به امرى حمل كرده كه فساد و بطلانش ظاهر است .
به من استغاثه نشود !
در روايت آمده است كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله مرد منافقى مؤمنين را مورد آزار و اذيت قرار مىداد ، ابوبكر گفت : بياييد از دست او به پيامبر استغاثه بريم . حضرت فرمود :
« انّه لا يستغاث بي و انّما يستغاث بالله » . « 1 »
اين روايت را
پاورقی
( 1 ) به من نبايد استغاثه شود ؛ بلكه استغاثه فقط به خداوند است .