أَ رَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ » .
« 1 »
بنابراين ملائكه كسى را تعظيم كردند كه خداوند او را بزرگ داشته بود و ابليس تكبر كرد كه براى انسانِ ساختهشده از گل سجده كند و او اولين كسى بود كه با رأى خويش در دين قياس نمود و اظهار داشت كه من از انسان برترم و دليل آن را خلقت خويش از آتش و خلقت انسان از گل قرار داد و زير بار گراميداشت انسان و سجده بر او نرفت . او اولين متكبر بود كه حاضر نشد كسى را كه خدا تكريم نموده ، تكريم كند ؛ لذا از رحمت الهى بهخاطر تكبر بر اين بندهء صالح كه عين تكبر بر خداست دور گرديد ؛ زيرا سجود فوق در حقيقت براى خدا بوده است ، و اين خواست او بوده است و تنها نشانى از احترام و تكريم انسان توسط فرشتگان بوده است و شيطان كه از موحدين بود از توحيد خويش بهره نبرد .
از زمره امورى كه در تعظيم اشخاص صالح آمده است ، سخن خداوند تعالى در مورد يوسف عليه السلام است :
« وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً » ؛
« 2 » و اين براى تحيت ،
هامش
( 1 ) . اسراء : 62 ؛ وقتى به ملائكه گفتيم براى آدم سجده كنند ، همگى بهجز ابليس سجده كردند و او گفت آيا براى آدمى كه از گل آفريدهاى سجده كنم ؟ و آيا اين موجود را بر من برترى بخشيدهاى ؟
( 2 ) . يوسف : 100 ؛ آنگاه پدر و مادر را بر تخت نشاند و آنها براى يوسفبه سجده افتادند .