بهگونهاى متفاوت از آنها هستند كه هيچكس به گرد آنها نمىرسد . و از اين منظر است كه اگر به آنها تنها بهعنوان يك بشر عادى نگريسته شود ، نگرش جاهلانه و مشركانه است .
از جملهء اين نگرشها ، نگاه قوم نوح در حق اوست كه خداوند از آنها حكايت مىكند :
« فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما نَراكَ إِلَّا بَشَراً » .
« 1 »
و برخاسته از همين نگرشهاست سخن قوم موسى و عيسى در مورد آنها :
« فَقالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا وَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ » .
يا سخن اصحاب ثمود آنگاه كه خداوند حكايت مىكند :
« ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ » .
« 2 »
يا سخن اصحاب الأيكه به پيامبرشان شعيب :
« قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ وَ ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا وَ إِنْ نَظُنُّكَ لَمِنَ الْكاذِبِينَ » .
« 3 »
همانطور كه سخن مشركان در مورد حضرت
هامش
( 1 ) . هود : 27 ؛ سران كافر قومش گفتند : ما تو را بيش از يك انسان مشابه خودمان نمىدانيم .
( 2 ) . شعرا : 154 ؛ تو جز بشرى همانند ما نيستى ، پس اگر راست مىگويى ، نشانهاى بياور .
( 3 ) . شعرا : 186 ؛ گفتند : تو مورد سحر و جادو واقع شدهاى ! تو بشرى همانند مايى و ما تو را دروغگو مىپنداريم ؟ !