تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
غنا نباشد ، ممكن است كه از محرّمات نباشد .

غناى در قرآن

و از اين رو ترجيعِ مخصوص مذكور در قرائت قرآن ، ممنوع است و آن منصوص است ؛ و عقابش مضاعف نيست ، بلكه مثل عقاب تغنى با استماع پيرها است ؛ و لكن اصح اين است كه ترجيع در قرآن اگر غنائى است كه اگر مطرب بالفعل بشود همان طرب مقصود اهل فسق حاصل مىشود ، حرام است اگر چه طرب فعليّت پيدا نكند ؛ و اگر ترجيع غير غنائى مثل ترجيع در نوح بر ميّت به حق است حرام نيست .

مستثنيات از حرمت در غنا

بلى مستثنى است بعضى از آن كه مورد ضرورت عرفيّه و متعلَّق به كلام غير باطل است ، مثل حداء و مغنّيه اى كه در زفاف عرائس ترجيع مخصوص در صوت مىنمايد .

غنا در مراثى سيد الشهدا عليه السلام و ساير اهل بيت عليهم السلام

و دور نيست الحاق مراثى سيّد الشهداء و ساير ائمه عليهم السلام در آن چه عَسِر است تدقيق اهل آن در توقّى از بلوغ به حدّ غناء با تحريص شرعى در ابكاء به نوح ؛ و اظهرْ انقسام آن است به دو قسم ، يعنى ترجيع غنائى مطرب و غير غنائى كه مطرب نيست در مطلق نوح به حق . و از آن چه ذكر شد ، ظاهر شد كه اعتبار تعلَّق صوت به كلام باطل در اطراب بالفعل غالباً ، مستلزم اعتبار در غناء حرام نيست . اعتبار تلفظ و تكلَّم در مفهوم غنا و اظهر اعتبار تلفّظ و تكلَّم در مفهوم غنا است ، چه در شعر باشد يا نثر شبيه به شعر ؛ پس عبرتى به صوت محض كه فقط آوازه و شبيه صوت غنائى است يا هلهلهء اعراب و امثال آنها كه داخل در عنوان محرّم ديگرى نباشد ، نيست . و شعارهاى جنگى ، خارج از عنوان غنا مىباشند ، چنانچه تلهّى با آلات معدّهء لهو مثل ضرب اوتار و امثال آن اناطه به صدق غناء ندارد حرمت آنها .