نوع چهارم از آن چه از مكاسب جائز نيست ، آن چه كه محرّم است عمل آن في نفسه
الف - تصوير ذوى الارواح
مثل تصوير صور مجسمه صاحب روح ، مثل آن چه از موم و چوب و حديد و ساير فلزات به عمل مىآيد .
جواز نقاشى و مجسمهء غير صاحب روح
اما عمل صور غير صاحب روح ، مثل اشجار ، پس جائز است مجسمهء و منقوشهء آنها .
جواز نقاشى صاحب روح
و همچنين تصوير صاحب روح به غير مجسم ، مثل منقوش ، اظهر عدم حرمت آن است اگر چه تجنّب احوط است ، و حاصل مىشود احتياط به فصل بين سر و تن مثلًا اگر چه فاصل قليل باشد . و بر تقدير حرمت ، مدار بر صدق تصوير و تمثيل است اگر چه به غير نقش مثل تطريز يا حكّ يا تخطيط باشد .
و تصوير بعض از يكى ، يا كل از دو نفر ، چه دفعى باشد يا تدريجى ، اظهر عدم حرمت است بر احدى ؛ و بعضى كه تامّ است در حالتى مثل تصوير جالس ، مثل تصوير كل است . و در مشترك بين حيوان و غير ، قصدْ مميّز است .
نقاشى تخيّلى
و تصوير ملك يا جنّ يا انسان غير موجود كه متخيّل مىشود براى او صورتى غير موافق با موجود از افراد او ، اظهر عدم حرمت آن است . بخلاف موجود كه در وصفش بحسب تصوير ، تخيّل يا كذب عملى باشد مثل تصوير زيد در حال فرار يا هجوم .
و تصوير بيضه و علقه و مبادى نشو حيوانات مانعى ندارد ، تا صاحب حيات در عرف باشد .