هشتم : « استمناء »
يعنى طلب « 1 » اخراج منىّ از خود نمودن به هر قسمى به غير جماع و واجب مىشود بر آن قضا و كفّاره .
احتقان
نهم : « حقنه كردن » به مايع بدون ضرورت ؛ و آن مفسد روزه و موجب قضا و كفّاره است على الأحوط اگر چه عدم آن ، خالى از قوّت نيست « 2 » و [ حقنه كردن ] به جامد مكروه است ، لكن احوط ترك آن است .
بقاى بر جنابت عمداً
دهم : بقاى بر جنابت عمداً تا به طلوع فجر ، چه جنابت به سبب احتلام ، يا به سبب ديگر [ باشد ] و آن حرام « 3 » و مبطل روزه و موجب قضا و كفّاره است ؛ و اين حكم در روزهء شهر رمضان و قضاى آن ، ثابت است ، بلكه در قضاى رمضان ، مانع از انعقاد صوم است عمداً و نسياناً ؛ و در جميع اقسام روزه حتى در صوم مستحب ، احوط عدم بقاى بر جنابت است اگر چه جواز ، خالى از قوت نيست « 4 » ، خصوصاً در صوم مستحب . و مثل بقاى بر جنابت است ، بقاى بر حيض و نفاس « 5 » در وجوب قضا ، و در كفاره تأمل است .
هامش
« 1 » و مقصود از آن در اين مقام ، انزال منىّ است به اختيار ؛ و اما مجرّد طلب ، پس داخل در نيّت مفطر است .
« 2 » بلكه اظهر ، مفسد بودن احتقان به مايع است اگر چه با ضرورت باشد .
« 3 » حرمت ، در صورت وجوب تعيّنى روزه است ، چنانچه مذكور مىشود .
« 4 » بلكه الحاق واجبات معيّنه به روزهء رمضان ، و واجبات موسّعه ، به قضاى آن ، خالى از وجه موافق با احتياط نيست و احتياط ، در جمع بين احتمال صحت و بطلان است در واجبات معيّنهء غير رمضان .
« 5 » و لحوق استحاضه به معنى توقّف صوم مستحاضه مثل صلاتش بر اغْسال ، يعنى بر خصوص غسل فجرى براى صوم خالى از وجه نيست ؛ و همچنين است اتحاد حيض و جنابت در كفّاره .
و در جميع موارد غسل ، وجوب تيمّم با تعذّر غُسل ، متّجه است .
و احوط استيقاظ بعد از تيمّم است تا ( بعد از ) فجر صادق ، و حكم ، مبنى بر بطلان تيمّم بدل از اكبر با اصغر و عدم بطلان است .
و مراد از نسيان در متن ، مثل اصباح با جنابت است با علم به سبق جنابت بر فجر كه در رمضان مفسد نيست يقيناً ، بخلاف قضاى رمضان على الأظهر ؛ و الحاق واجبات معيّنه ، به رمضان ، و موسّعه ، به قضاى آن در اين حكم ، بىوجه نيست اگر چه احتياط ، در جمع بين احتمالات است در غير صيام رمضان و قضاى آن .
( نسيان غسل تا طلوع فجر ) و اما نسيان غُسل تا فجر ، پس ظاهر ، مبطليّت آن است در رمضان ؛ و اظهر لحوق قضاى آن است به ادا ، و احتياط در غير آنها از واجبات ترك نشود .
( اجناب اختيارى در ضيق وقت ) و اظهر اتحاد حكم صوم و صلاة است در اجناب اختيارى در وقتى كه وسعت غسل ندارد ، در عصيان و صحّت عمل با تيمّم .