تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩

فرو بردن سر در آب

پنجم : ارتماس در آب ؛ و آن مبطل روزه و موجب قضا و كفاره است عمداً ، نه سهواً ، اگر چه اقوى حرمت است فقط « 1 »

رساندن غبار به حلق

ششم : رساندن غبار به حلق على الأحوط اگر غليظ باشد « 2 » و حدّ آن ، مخرج « خاء » نقطه دار است و آن موجب قضا و كفّاره است ، چه غبارِ حلال و چه حرام ، مثل خاك و غير آن هر گاه خود ، باعث شود عمداً ، نه غفلتاً .

استفراغ

هفتم : « قىء كردن » و آن موجب قضا است اگر به عمد و اختيار واقع شود ، و اگر بىاختيار قىء كند بر أو چيزى نيست ؛ و هر گاه غذا يا آب ، بيرون آيد به حلق و برگردد « 3 » ، مضرّ نيست اگر از حلق خارج نشود ؛ و اگر در فضاى دهن بيايد ، بايد آن را بريزد ؛ و اگر عمداً فرو برد ، قضا و كفّاره واجب است .
هامش
« 1 » ( مسائل مختلف فرو بردن سر در زير آب ) 3 - بلكه اقوى مبطل بودن « ارتماس » است ، و كفايت فرو بردن سر به تنهائى ، اقرب است ، و اظهر لزوم رَمس تمام ما فوق رقبه است ؛ پس رمسِ منافذ ، بدون رمس منابتِ شعر ، مضرّ نيست ؛ و اطلاق افساد به آبِ مضاف ، احوط است ، و فرو بردن سر به تبعِ حائلِ غليظ ، مفسد نيست بنا بر اظهر ، و همچنين تلطيخ مانع از وصول آب به سر و فرو بردن بعض يا تمام سر به نحو تعاقب ، نه در يك آن ، بلكه به تدريج و در آنات متعدّده . « 2 » اظهر مبطل بودن آن است ؛ و همچنين دخان غليظ و آن چه موجب تقوّى مربوط به جوع و عطش باشد ؛ و اما ايصال غبار و دخانِ غير غليظ و غير مقوّى به نحو مذكور ، پس عدم افساد آن ، خالى از وجه نيست و احوط ، اجتناب است . « 3 » اگر از حلق خارج نشود ، يا آن كه بىاختيار باشد در آمدن و رفتن .