پنجم : برداشتن سر از سجده اوُلى و نشستن بر حالت اعتدال و اطمينان ، چنانچه در سر برداشتن از ركوع ، ذكر شد .
ششم : آن كه خم شود از براى سجود تا به حدّى كه محلّ پيشانى ، مساوى با محلّ وضع قدمين باشد حال سجود ، نه حال قيام .
س در سجده ، پست و بلند « 1 » تا چه حدّ ، ضرر ندارد ؟
ج به قدر يك « آجر » كه چهار انگشتِ مضموم باشد ، مضرّ نيست .
س اگر كسى عاجز شود از سجده كردن چه كند ؟
ج بايد خم شود به قدرى كه بتواند ، و محلّ سجود را بلند مىكند به قدرى كه نتواند در پستتر از آن سجده نمايد « 2 » و اگر به هيچ قسم نتواند خم شود ، به جاى آن ، به سر اشاره مىنمايد ؛ و اگر نتواند به سر اشاره كند ، به دو چشم اشاره نمايد ؛ و اگر آن هم نشود ، به يك چشم اشاره نمايد و واجبست « 3 » برداشتن چيز را كه بر آن سجده كند .
س بر چند چيز ، سجده مىتوان كرد « 4 » ؟
ج - [ هفتم ] چيزى كه ما يصح السّجود عليه مىباشد ، زمين است و هر چه از زمين مىرويد ، مگر آن چيزهائى كه انسان مىخورد و معدنى كه خارج از اسم ارض باشد و كاغذ اگر از حرير چه رنگ دار باشد يا بىرنگ ؛ و احوط ترك مأخوذ از حرير است .
س به شانهء آبنوس ، سجده صحيح است يا نه ؟
ج بلى صحيح است اگر چه كَنده باشد .
س بر تنباكو و تتن ، سجده مىتوان كرد يا نه ؟
ج بلى مىتوان كرد .
هامش
« 1 » يعنى ما بين موضع جبهه و قدمين يعنى ابهامين .
« 2 » با رعايت صدق سجود عرفاً .
« 3 » در ايماء لازم نيست .
« 4 » در تفصيل اين مسأله تا آخر ، مراجعه شود به مكان مصلَّى از تعليقه .