است بگويد و در ميان آنها چهار دعا « 1 » بخواند :
أوّل : « شهادتين » دوّم : « صلوات بر پيغمبر صلى الله عليه و آله و آل آن جناب عليهم السلام » .
سوّم : « دعا از براى مؤمنين « 2 » » .
چهارم : [ دعا ] از براى ميّت .
پس [ اگر ] بعد از تكبير اوّل بگويد
اشْهَدُ انْ لا إِله الَّا الله وَاشْهَدُ انّ مُحَمّداً رَسُولُ الله
و بعد از تكبير دوم بگويد
أَللَّهُمّ صلّ عَلى مُحَمّدٍ وَآل مُحَمّد
و بعد از تكبير سوم
اللَّهُمّ اغْفِرْ لِلْمؤمنين وَالْمؤمنات
، و بعد از تكبير چهارم
اللَّهُمّ اغفر لهذا الميّتِ
و بعد از آن ، تكبيرِ پنجم را بگويد ، كفايت مىكند .
لكن اينها در وقتى است كه ميّت ، شيعه اثنى عشرى باشد ، پس اگر طفل باشد چه نماز بر أو واجب باشد چه نباشد ، بعد از تكبير چهارم بگويد
اللَّهُمَّ اجْعَلْه لأَبَويْه وَلَنا سَلَفاً و فَرَطاً و اجراً
اگر پدر و مادر طفل هر دو مؤمن باشند ، و اگر يكى از ايشان كافر يا نحو آن باشد ، دعا را به مؤمن تنها نمايد .
واجبات و شرائط نماز ميت
و واجب است در آن « 3 » ، نيّت و قيام و رو به قبله نمودن « 4 » با امكان ، و گذاردن سر
هامش
« 1 » و بر سنخ ادعيهء مذكوره ، به ترتيب مذكور ، محافظت نمايد بنا بر احوط . و امّا خصوص الفاظ مذكوره ، تعيّن ندارد بنا بر اظهر ، بلكه كافى است مُؤدّى معنى مذكور اگر چه با تغيير الفاظ خاصّه باشد .
« 2 » و مؤمنات .
« 3 » بنا بر احوط در مجموع آن چه ذكر مىشود ؛ و لازِم اعتبارِ قيام ، عدم اكتفا به نماز عاجز از قيام است با وجود متمكّن از آن .
« 4 » يعنى روى نمازگزار [ و ] در صورت عدم امكان ، رعايت اقربيّت به استقبال بشود هر چه ممكن شد بنا بر احوط .