خود يا بر رفيق خود كه از مفارقت أو متضرّر شود « 1 » هر چند كافر باشد ، يا متضرّر نشود و ليكن صاحب نفس محترمه « 2 » باشد ، يا خوف بر حيوان داشته باشد كه از تشنگى بميرد و به مردنِ أو متضرّر شود .
و اين شرط و شرط سابقِ بر اين ، كه اباحهء آب باشد ، از شرايط علميّه است ، نه از شرايط وجوديّه ، به اين معنى كه اگر علم نداشته باشد ، مضرّ نخواهد بود « 3 » .
عدم صحت وضو با آب استنجا
نهم : آب غساله استنجا نباشد هر چند آن غساله ، پاك « 4 » باشد ؛ و شرايط آن در بحث ازالهء نجاسات گذشت .
عدم صحت وضو با آب مشتبه به نجاست
دهم : آب وضو ، مشتبه به نجس نباشد « 5 » .
هامش
« 1 » در نفس يا عِرض يا مال .
« 2 » يا غير محترمه اگر از مكلَّف به وضو به اين نحو كه اتلاف به ندادن آب است ، جايز نباشد .
« 3 » بلكه در صورت علم ، تكليف منتفى است في الجمله ، نه مطلق صحّتِ وضو در جميع صور .
« 4 » على الأحوط در غير صورت استهلاكِ آبِ استنجاى در آب ديگر در غَسل و مسح ؛ اگر چه جواز وضو با آن چه پاك است از آب استنجا خصوصاً در صورت انحصار و عدم تعيّنِ تيمّم ، خالى از وجه نيست . و احوط در صورت عدم انحصار ، اختيار غير آن است ؛ و در صورت انحصار ، جمع بين وضوى به آن و تيمّم است .
« 5 » در صورتى كه طرفين در خصوصيّات مربوطه به طهارت و نجاست ، مانند هم باشند حقيقتاً يا حكماً .