تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧

205 -

و آن حضرت فرمود : اول پاداشى كه بردبار از بردباريش مىبرد آن است كه مردم در مقابل جاهل يارش مىشوند .

206 -

و آن حضرت فرمود : اگر بردبار نيستى خود را به بردبارى وادار ، چرا كه كم است كسى خود را شبيه قومى كند و از زمرهء آنان نشود .

207 -

و آن حضرت فرمود : كسى كه خود را محاسبه كرد سود برد ، و هر كه از خود بىخبر ماند زيان ديد ، و آن كه ترسيد ايمنى يافت ، و هر كه عبرت گرفت بينا شد ، و هر كه بينا شد فهميد ، و هر كه فهميد دانست .

208 -

و آن حضرت فرمود : دنيا بعد از چموشى همچون بازگشت مهربانانهء شتر سركش بر فرزند خويش به ما باز مىگردد . و در پى اين گفتار اين آيه را تلاوت فرمود : « مىخواهيم بر آنان كه در زمين ضعيف شمرده شدند منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان گردانيم » .

209 -

و آن حضرت فرمود : خدا را بپرهيزيد پرهيز كسى كه دامن همّت به كمر زده و خود را از علايق تنها نموده ، و كوشش كرده و خود را به چالاكى آراسته ، در مهلت عمر به راه خدا شتافته ، و از ترس نابودى مهلت به عمل پيشدستى كرده ، و در برگشت به جهان ديگر ، و سرانجام كار ، و بازگشت به حساب انديشه نموده است .

210 -

و آن حضرت فرمود : بخشش پاسبان آبروها ، بردبارى دهنه بند نادان ، گذشت زكات پيروزى ، از ياد بردن آن كه خيانت كرده پاداش تو ، مشورت عين هدايت است . آن كه مستبد به رأى شد خود را به خطر انداخت . شكيبايى رد كنندهء سختىها ، و بىصبرى يارى كنندهء زمانه بر جفاست . شريفترين ثروت ترك آرزوست . چه‌بسا عقلى كه به دست هواى حاكم اسير است . حفظ تجربه از توفيق ، و دوستى قرابتى اندوخته شده است . و از دل تنگ آمده از خود ايمن مباش .