خدايا ، بنايش را از همهء بناها بالاتر قرار ده ، و او را بر سفرهء مهمانيت گرامى دار ، و مقامش را نزد خود شريف گردان ، و او را از جانب خود بالاترين درجهء بهشتى بخش ، و از رفعت و فضيلت بهرهمندش ساز ، و ما را بدون دچار شدن به رسوايى و گرفتار شدن به پشيمانى و آلوده شدن به انحراف و پيمان شكنى و گمراهى و گمراه كردن و فريبخوردگى ، در زمرهء او محشور فرما .
مؤلف : اين خطبه پيش از اين ذكر شد و ما به جهت اختلاف در دو روايت ، آن را دوباره در اين قسمت آورديم .
و از اين خطبه است در خطاب به يارانش :
از كرامت خدا به منزلت و مقامى رسيدهايد كه به خاطر آن كنيزان شما احترام مىشوند ، و همسايگانتان مورد حسن روابط و دوستى قرار مىگيرند ، و آنان كه شما برتر از آنها نيستيد ، و بر آنان حقّى نداريد شما را تعظيم مىكنند ، و كسانى كه از غلبهء شما نمىترسند ، و حكومت و تسلّطى بر آنان نداريد از شما وحشت دارند .
اينك مىبينيد عهد خدا شكسته مىشود ، و غضب نمىكنيد ، در حالى كه از شكستن عهد پدرانتان بر سر غيرت آمده آن را ننگ مىدانيد . فرمانهاى خدا بر شما وارد شده و از سوى شما به مردم مىرسد ، و بازگشت سودش به شماست ، ولى اكنون طاغيان را بر منزلت خود مسلّط كرديد ، و زمام امور خويش را به آنان سپرديد ، و امور الهى را به آنان واگذاشتيد ، آنان به شبههها عمل مىكنند ، و در شهوات ره مىسپارند !
به خدا سوگند اگر دشمنان جمع شما را زير هر ستارهاى پراكنده كنند خداوند شما را براى بدترين روزى كه در پيش دارند جمع خواهد كرد .
105 - از سخنان آن حضرت است در يكى از ايّام صفّين
گريختن شما را ديدم ، و برگشتنتان را از صفوفتان مشاهده نمودم ، جفاكاران اوباش ، و اعراب باديه نشين شامى شما را به گريز واداشتند ، در حالى كه شما جوانمردان عرب ، و سران شرف ، و برازندگان جامعه ، و قلهء سربلندى هستيد .
اما دردهاى سينهام شفا يافت وقتى كه ديدم سرانجام آنها را فرارى داديد آنچنان كه شما را به هزيمت دادند ، و آنان را از لشگرگاه خود رانديد چنان كه شما را راندند ، با ضرب شمشير و نيزه ، آنان را درمانده و بيچاره كرديد .
به طورى كه اولشان روى آخرشان مىافتاد ، مانند شتران تشنهاى كه از سر حوضشان رانند ، و از ورود به آبگاهشان منع كنند .