تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
در آن زمان ، واى بر تو اى بصره از لشگرى از عذاب خدا كه بدون گرد و غبار و بىسر و صدا به طرف تو حمله‌ور مىشوند . و به زودى اهل تو ، به مرگ سرخ و گرسنگى شديد دچار مىشوند .

101 - از خطبه‌هاى آن حضرت است در تشويق به زهد

به مانند بىرغبت‌هاى به دنيا ، و اعراض كنندگان از آن به دنيا بنگريد ، به خدا قسم دنيا به زودى اهل اقامت و ساكنانش را از ميان برمىدارد ، و عيّاشان بىخيال را دچار حادثه و بلا مىنمايد . آنچه از دنيا از دست رفته و پشت كرده باز نمىگردد ، و آينده آن هم روشن نيست چه مىشود تا به انتظارش باشند . شادى آن آميخته به اندوه است ، و قدرت و قوّت مردان آن رو به سستى و ضعف مىرود . پس فراوانى آنچه كه شما را خوشايند است فريبتان ندهد ، زيرا آنچه از دنيا با شما خواهد بود اندك است . رحمت خداوند بر كسى كه انديشه كند و عبرت گيرد ، و عبرت بگيرد و بيناى به امور شود . آنچه از دنيا موجود بوده پس از اندك زمانى كه بر آن بگذرد گويى وجود نداشته ، و آنچه از آخرت وجود خواهد يافت گويى پس از اندك زمانى ابدى و هميشگى خواهد بود . آنچه به شماره آيد ( ساعات عمر ) پايان پذير است ، و هر چه را انتظار برند آمدنى است ، و هر چه آمدنى است نزديك و در حال رسيدن است .

از اين خطبه است :

دانا كسى است كه اندازه و قدر خود را بشناسد ، و براى نادانى شخص همين بس كه اندازهء خود را نداند . مبغوض‌ترين مردم نزد خدا بنده‌اى است كه خداوند او را به خود واگذاشته باشد ، چنين كسى از راه راست بيرون رفته ، و بدون راهنما حركت مىكند . اگر به زراعت دنيايى بخوانندش در عمل مىكوشد ، و اگر به كشت و كار آخرت دعوتش كنند تنبلى مىكند ، گويى آنچه در عملش مىكوشد بر او واجب ، و آنچه نسبت به آن سستى مىكند از او ساقط است .

و از اين خطبه است :

و آن زمانى است كه در آن نجات نمىيابد مگر مؤمنى كه گمنام است ، اگر در بين مردم حضور داشته باشد شناخته نشود ، و اگر غايب باشد از او جستجو نكنند . آنان چراغ هدايت ، و نشانه‌هاى روشن براى روندگان در عرصهء ظلمت‌اند . سخن‌چين و فتنه‌گر و فاش كنندهء زشتىها و لغوگو نيستند .