در شهر طوس زيارت كند ، درحالىكه غسل كرده باشد ، و نزد سر آن حضرت دو ركعت نماز بخواند ، و در قنوت نماز حاجت خود را بخواهد ، به درستى كه مستجاب مىشود ، مگر آنكه خواسته او براى گناه يا قطع رحمى باشد . به تحقيق موضع قبر آن حضرت بارگاهى است از بارگاههاى بهشت ، و هيچ مؤمنى او را زيارت نمىكند مگر آنكه حق تعالى او را از آتش دوزخ آزاد مىكند ، و وارد بهشت مىنمايد . دوم : علّامهء مجلسى از خط شيخ جليل حسين بن عبد الصمد ، پدر شيخ بهايى نقل كرده : شيخ ابو الطّيب حسين بن احمد فقيه رازى ذكر كرده : هركس حضرت امام رضا عليه السّلام يا ديگر از امامان را زيارت كند ، آنگاه نزد آن امام نماز جعفر بجاى آورد ، براى او به هر ركعتى نوشته مىشود ، ثواب كسىكه هزار حجّ و هزار عمره بجا آورده ، و هزار بنده در راه خدا آزاد كرده ، و هزار مرتبه همراه با پيامبر مرسل به جهاد برخاسته و به هر گامى كه بر مىدارد ، براى اوست ثواب صد حجّ و عمره ، و صد بنده آزاد كردن ، در راه خداى تعالى ، و براى او نوشته مىشود صد كار نيك و از او محو مىشود صد گناه ، و كيفيّت نماز جعفر در اعمال روز جمعه گذشت [ صفحهء 81 ] . سوم : از محوّل سجستانى روايت شده است : چون مأمون حضرت رضا عليه السّلام را از مدينه به خراسان خواست . حضرت براى وداع با قبر پيامبر صلى اللّه عليه و آله وارد مسجد شد ، و مكرّر با قبر آن حضرت وداع مىكرد ، و بيرون مىآمد و نزد قبر برمىگشت و هر بار صداى مباركش به گريه بلند بود ، من نزديك آن حضرت رفته و سلام كردم و آن جناب جواب داد ، آنگاه حضرت را به آن سفر تهنيت گفتم ، فرمود : مرا زيات كن ، همانا از جوار جدّم بيرون مىشوم ، و در غربت مىميرم ، و مجاور هارون مدفون مىشوم . شيخ يوسف بن حاتم شامى در كتاب « درّ النظيم » فرموده : جماعتى از اصحاب امام رضا عليه السّلام روايت كردند كه آن حضرت فرمود : زمانى كه خواستم از مدينه به جانب خراسان بيرون بيايم ، عيال خود را جمع كردم آنان را دستور دادم كه بر من گريه كنند ، تا گريهء آنان را بشنوم ، آنگاه دوازده هزار دينار بين ايشان تقسيم كردم ، و به آنها گفتم من هرگز به سوى عيالم برنمىگردم ، سپس ابو جعفر جواد را برگرفتم و او را به مسجد پيامبر صلى اللّه عليه و آله بروم ، و دست او را كنار قبر گذاشتم ، و وى را به آن قبر شريف چسبانيدم ، و حفظ او را به سبب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خواستم ، و جميع وكلا و خدمتكاران خود را به شنيدن ، و اطاعت فرمايش اوامر كردم ، و اينكه با او مخالفت نكنند و به آنان فهماندم كه او جانشين من است . سيّد عبد الكريم
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 775
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٧٧٥