گواهى مىدهم كه تو دروازه فيض مولايى ، از جانب او انجام وظيفه كردى ، و نسبت به اداى تكليف نمودى ، با او مخالفت نكردى ، و عليه او به مخالفت برنخاستى به نيابت خاص قيام نمودى ، و پيشىگيرنده بازگشتى ، نزد تو آمدم شناساى به حقى كه تو بر آنى ، و اينكه در اداى وظيفه و سفارت خيانت نكردى ، سلام بر تو در دريچه فيض امام بودن ، چقدر پهناور است آن دريچه ، و در سفير بودن ، چه اندازه تو امينى ، و در مورد اطمينان بودن ، چه بسيار با اقتدارى تو ، گواهى مىدهم كه خدا تو را به نورش اختصاص داد ، تا آن حضرت را به وضوح ديدى پس از جانب او و نسبت به او اداى وظيفه كردى . بعد باز مىگردى و دوباره بر معصومان از رسول خدا تا صاحب الزمان عليهم السّلام سلام مىكنى ، و پس از آن مىگويى : به خدمتت آمدم ، درحال اخلاص به يگانگى خدا ، و دوستى با اولياى خدا ، و بيزارى از دشمنان ايشان ، و از كسانى كه با تو مخالفت كردند ، اى حجّت مولا ، روى من به وسيلهء تو به سوى ايشان است ، و به آنان است توسّلم به سوى خدا . سپس دعا مىكنى و از حق تعالى مىطلبى آنچه را كه مىخواهى ، كه ان شاء اللّه اجابت مىشود .
مؤلّف گويد : سزاوار است در بغداد زيارت شود ، شيخ اجلّ عالى مقام ثقة الاسلام محمّد بن يعقوب كلينى عطر الله مرقده كه شيخ و رئيس شيعيه و أوثق وأثبت ايشان در حديث بود ، و كتاب شريف كافى را كه روشنى چشم شيعه است ، در مدت بيست سال تأليف كرد ، و الحق منّت عظيم بر شيعه ، به ويژه بر اهل علم نهاد ، و به خاطر جلالت و عظمت شأن آن بزرگ ، ابن اثير او را احيا كنندهء مذهب اماميه در آغاز سال سيصد هجرى برشمرده است ، پس از آنكه مولاى ما حضرت ثامن الائمه صلوات اللّه عليه را احياگر اين مذهب در آغاز سال دويست هجرى به حساب آورده است و ما در كتاب « مدّيه » بيشتر علماييى را كه در مشاهد مشرّفه مدفونند ذكر كرديم ، به آنجا رجوع كنيد .
بخش چهارم : زيارت جناب سلمان رضى اللّه عنه
بدانكه از تكاليف زائران در شهر كاظمين ، رفتن به مدائن است ، براى زيارت عبد صالح الهى ، جناب سلمان