تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
زمانىكه تدبير امورشان به دست تو افتاد پس تو به دوش كشيدى ، آنچه آنان از آن ناتوان شدند ، و حفظ كردى آنچه را آنها ضايع نمودند ، و رعايت كردى آنچه را آنها فرو گذاردند ، و دامن همّت به كمر زدى زمانى كه ترسيدند ، و برتر شدى وقتى آزمند شدند ، و صبر كردى آنگاه كه صبر نكردند ، بر كافران عذابى ريزان بودى و شديد ، و خشمگين ، و براى مومنان باران رحمت و نعمت فراوان و دانش بىپايان بودى ، دليلت كند نشد ، دلت منحرف نگشت ، بصيرتت به ناتوانى ننشست ، وجودت نترسيد ، مانند كوه بودى كه تندبادها حركتش ندهد ، و شكننده‌ها از جا برش ندارد ، آنچنان بودى كه رسول خدا ( درود خدا بر او و خاندانش باد ) فرمود : قوى در بدن ، فروتن پيش خود ، عظيم نزد خدا ، بزرگ در زمين ، با عظمت در آسمان ، براى احدى دربارهء تو جاى طعنه‌زدن نبود ، و براى گوينده‌اى در حقت زمينهء عيب‌جويى وجود نداشت ، و براى خلق نسبت به تو براى خواسته‌هاى باطلشان جاى طمعى ، و نه كسى را پيش تو توّقع نرمشى ، ناتوان و خوار نزد تو ، نيرومند و عزيز به حساب مىآيد ، تا حقّش را به نفع او بگيرى ، و نيرومند و عزيز پيش تو ، ناتوان و خوار شمرده مىشد تا حق را از چنگ او درآورى نزديك و دور نزد تو در اين زمينه برابرند ، كار تو حق و درستى و خوشرفتارى است ، و گفته‌ات حكم و حتم ، و دستورت بردبارى و تصميم ، و رأيت دانش و تدبير ، دين به تو اعتدال يافت ، و سختى به تو آسان شد ، و آتشها به وسيلهء تو خاموش گشت ، و ايمان به جناب تو نيرومندى يافت ، و اسلام به تو پايدار شد ، و مصيبتت مردم را درهم شكست ، پس ما از آن خداييم و به سوى او باز مىگرديم ، خدا لعنت كند كس