رسيديم ، و آن بقعهاى بود سپيد ، كه نورش مىدرخشيد ، انگاه از مركبش پياده شد ، و دو طرف روى خود را بر آن زمين نهاد و فرمود : اى ابا حمزه اين قبر جدّ من على بن ابيطالب عليه السّلام است ، پس زيارت كرد آن حضرت را به زيارتى كه اول آن « السّلام على اسم اللّه الرضى و نور وجهه المضئ » است ، پس با آن قبر مطهّر وداع كرد . و به سوى مدينه رفت و من به جانب كوفه برگشتم . مؤلّف گويد : از اينكه سيّد اين زيارت را در كتاب « فرحة الغرىّ » ذكر نكرده است تأسّف مىخوردم و در جستجوى آن بودم ، تا يكيك زياراتى كه براى حضرت امير عليه السّلام نقل شده بود ملاحظه كردم ، زيارتى كه در ابتداى آن اين ، دو جمله باشد نيافتم ، مگر اين زيارت شريف كه جملهء اوّلش موافق است و جملهء دوّم مخالف [ در اوائل زيارت هفتم به اين صورت است : « السّلام على اسم اللّه الرضى و وجهه العلى و شايد اين زيارت كه سيّد دو جملهاش را نقل كرده همان زيارت باشد ، و اين اختلاف اندك چنان اهميتى ندارد اگر بگويى اوّل اين زيارت : « سلام اللّه و سلام ملائكته » است نه : « السّلام على اسم اللّه » گوييم : اوّل زيارت همان « السّلام على اسم اللّه الرضى » است ، و سلامهاى سابق به منزله اذن دخول و طلب رخصت است ، و شاهد بر اين مطلب ، مطابقت داشتن اين زيارت است با زيارت روز مولود ، كه كمال شباهت را با هم دارند ، به آنجا رجوع كن تا بر تو معلوم گردد ، نيز آگاه باش در زيارت ششم « السّلام على اسم اللّه الرضى و وجهه المضئ » و زيارت روز مولود ، اين جمله بدون لفظ نور است ولى نه در اول زيارت بلكه در اواخر زيارت ششم و اوايل زيارت هفتم . واللّه العالم . در هر صورت از تمام زيارات مطلقه همين هفت زيارت را كه نقل كرديم كافى است اگر كسى بيش از اين بخواهد زيارات جامعه را بخواند ، و نيز زيارت مبسوطى كه پس از اين براى روز غدير نقل مىكنيم قرائت كند ، زيار به خواندن آن زيارت در هر زمان ، و هركجا كه شخص قرار داشته باشد ، روايت وارد شده و بايد زيارت حضرت امير مؤمنان عليه السّلام و نماز در آن حرم مطهّر را غنيمت شمرد ، زيرا نماز نزد آن بزرگوار برابر دويست هزار نماز است . از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده : هركه امام واجب الطاعة را زيارت كند ، و نزد او چهار ركعت نماز بخواند ، براى او حجّ و عمره نوشته مىشود ، و ما در كتاب « هدية الزائرين » به فضيلت مجاورت قبر امير مؤمنان عليه السّلام اشاره كرديم ، ولى به شرط آنكه
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 566
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٥٦٦