شد ، صبر كرديو به حساب خدا گذاشتى تا مرگت رسيد ، شهادت مىدهم كه تو خدا را ملاقات كردى . درحالىكه شهيد بودى ، عذاب كند خدا كشندهات را به انواع عذاب ، و بر او عذاب را تازه كند ، به سويت آمدم ، شناساى به حقّت ، و بيناى به شأنت ، دشمن با دشمنانت و آنكه به تو ستم كرد ، ان شاء اللّه بر اين عقيده پروردگارم را ملاقات كنم ، اى ولى خدا ، مرا گناهان زيادى است ، از من نزد پروردگارت شفاعت كن ، كه تو را پيش خدا جايگاه معلومى است ، و تو را به درگاه خدا آبرو و حق شفاعت است ، و خداى تعالى فرموده است : و شفاعت نكنند جز براى كسىكه او پسندد .
زيارت ششم : زيارتى است كه جماعتى از علما روايت كردهاند ، ازجملهء آنها : شيخ محمّد ابن مشهدى است ، كه فرموده است : محمّد بن خالد طيالسى ، از سيف بن عميره روايت كرده است كه گفت : با صفوان جمّال و جمعى از اصحابمان به جانب نجف بيرون رفتيم ، و در آنجا حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را زيارت كرديم ، چون از زيارت فارغ شديم ، صفوان روى خود را به جانب قبر حضرت امام حسين عليه السّلام برگرداند و گفت : زيارت مىكنم حضرت حسين عليه السّلام را در اين مكان ، از بالاى سر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ، آنگاه گفت : با امام صادق عليه السّلام به اينجا آمديم و حضرت به اين صورت زيارت نمود و نماز خواند ، و دعا كرد ، كه من انجام مىدهم و فرمود : اى صفوان اين زيارت را ضبط كن ، و اين دعا را بخوان ، و هميشه حضرت امير المؤمن و امام حسين عليهما السّلام را به اين كيفيت زيارت كن ، كه من بر خدا ضامنم كه هركه ايشان را چنين زيارت كند ، و اين دعا را بخواند ، خواه از نزديك و خواه از دور ، زيارتش پذيرفته و عملش با اجر بوده ، و سلامش به ايشان برسد ، و نزد آنان پسنديده گردد ، و حاجتهايش هرچند عظيم باشد برآورده شود . مؤلّف گويد : بقيهء اين خبر ، در فضل اين عمل در دنبالهء دعاى صفوان در زيارت عاشورا ان شاء اللّه
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 554
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٥٥٤