تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
المؤمنين غبار آلوده شود ، خواه پياده رود و خواه سواره ، اى پسر مارد اين حديث را به آب طلا بنويس . و همچنين از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود : ما مىگوييم در پشت كوفه قبرى است ، كه به آن قبر دردمندى پناه نمىبرد مگر آنكه حق تعالى او را شفا كرامت فرمايد . مؤلّف گويد : از اخبار معتبر ظاهر مىشود كه حق تعالى قبر امير المؤمنين و اولاد طاهرينش عليهم السّلام را پناهگاه هراسندگان و ملجأ بيچارگان ، و امان اهل زمين قرار داده ، هر غمناكى كه نزد او برود غمش زائل مىشود ، و هر دردمندى كه خود را به آن بمالد شما مىگيرد ، و هر كه به آن پناه برد در امان باشد . سيّد عبد الكريم بن طاووس از محمّد بن على شيبانى روايت كرده است كه گفت : من و پدر و عمويم حسين ، به طور پنهان ، در شب تار به زيارت قبر امير المؤمنين عليه السّلام رفتم ، و اين كار در سال دويست‌وشصت و اندى بود و من در آن هنگام كودكى صغير بودم ، چون به قبر آن حضرت رسيديم ديديم در اطراف آن قبر سنگهاى سياه گذاشته شده و بنايى ندارد ، به قبر نزديك شديم ، عدّه‌اى از ما مشغول خواندن قرآن ، و بعضى مشغول نماز ، از آن محل شريف دور شديم ، آن حيوان نزديك قبر رفت و شروع به ماليدن ذراع خود به قبر كرد ، يكى از ما نزديك شير رفت و به تماشاى ا ايستاد ، حيوان متعرض او نشد ، برگشت و ما را به حال شير خبر داد ترس از ما بر طرف شد ، همگى نزديك او رفتيم ، در وضعش دقّت كرديم ، ديديم در ذراع او جراحتى است و آن حيوان محلّ جراحت را به قبر آن حضرت مىماليد ، حدود يك ساعت به اين حال بود ، سپس رفت ، ما هم به حال اوّل خود ، به نماز و زيارت و قرائت قرآن برگشتيم . شيخ مفيد نقل كرده : هارون الرشيد روزى به قصد شكار از كوفه بيرون رفت ، و به سوى غرييّن و ثويه روى نمود ، آهوانى را در آنجا ديد ، فرمان داد ، بازهاى شكارى و سگان تعليم ديده را براى شكار آهوان‌رها كردند ، و خود و افرادش نيز بر آنها تاختند ، آهوان با ديدن اين وضع فرار كرده ، به پشته‌اى پناه بردند و آنجا آرميدند ، بازهاى شكارى در ناحيه‌اى افتادند ، و سگها از حركت بازمانند ، رشيد از اين امر شگفت‌زده شد ، ديگر بار آهوان از فراز پشته به نشيب آمدند ، بازها و سگها آهنگ آنان نمودند ، باز آهوان به آن
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 529 | الشيخ عباس القمي / انصاريان