سرچشمهء دانش جز نزد او نيست * خبر كائنات است از ابتداى آنها
از او دانش و بردبارى بر خلق افاضه شد * كه خردها خردمندى خود را از آن دو گرفت
نامش را بلند آوازه كرد آسمانها * و زمين ، چنانكه بلند آوازه كرد صبح را آفتابش
و اين گونه شد كه فضائل او را پخش كردند * هر قومى با اختلاف زبانهايشان
به وجد آمد خاك از نامش * و برترى گرفت از بلندترين آسمانها پستترين جايگاهش
از نظر ذات از جوهر تقدّس گذشت * پيابران در عناى آن مبهوت شدند
فكرت را در صفات احمد جولان مده * زيرا همان صورتى است كه هرگز آن را نخواهى ديد
خدا را كداين آفريده است كه بزرگتر از او باشد * او هدفى است كه خدا آن را استقصا نموده
خدا شرق و غرب را طاهر به باطن زيرورو كرد * پس احمد را ديد و او را انتخاب كرد
من منازل قدس او را فراموش نمىكنم * كه آنها را تقوا بنا كرد پس بنايش را برافراشت
و مردان با عزّتى را در خانههايى * كه خدا اجازه داد حريم آنها عزيز شمرده شود
سرورانى كه جز رضاى خدا را نمىخواستهاند * چنانكه خدا هم جز رضاى آنان را نمىخواست
آنان را از كمال خود به معناهايى اختصاص داد * و آنان را به برترين نامهايش ناميد
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 515
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٥١٥