تو نباشد . علّامهء مجلسى ( ره ) ، در « بحار » از يكى از نسخههاى قديمى ، زيارت مبسوطى ايراد فرموده و چون به تصريح ايشان و ديگران ، بهترين زيارات براى آن بزرگواران زيارات جامعه است [ مجموعهاى زيارات است كه به هر كدام زيارت جامعه گفته مىشود مانند زيارت امين اللّه ، جامعه معروفه و . . . ] كه پس از اين ذكر خواهد شد ان شاء اللّه ، به همين خاطر ما در اين مقام به همين اندازه اكتفا كرديم و در باب اول ، در ذكر زيارات حجج طاهره عليهم السّلام در ايام هفته ، زيارتى براى حضرت امام حسن عليه السّلام و زيارتى براى اين سه امام بزرگوار نقل كرديم [ صفحه 98 ] ، از آنها غفلت نشود بدانكه ما در زيارت هر يك از حجج طاهره عليهم السّلام غيز از ائمه بقيع عليهم السّلام صلواتى براى صاحب زيارت ذكر مىكنيم ، و در صلوات بر اين بزرگواران اكتفا مىكنيم به صلواتى كه در آخر باب زيارات ذكر مىشود ، به آنجا رجوع شود ، و با ذكر صلوات بر ايشان ترازوى اعمال حسنه خود را سنگين كن . بدانكه كثرت شوق اين مهجور شكسته به آن مشاهد مشرفه مرا وادار مىكند كه از قصيدهءهائيه [ يعنى قصيدهاى كه قافيه آن حرف « ه » است ] فاضل اوحدى ، مادح آل احمدى جناب شيخ ازرى ( ره ) چند شعرى كه مناسب با اين مقام است ذكر كنم و خود را به آن مشغول نمايم . دربارهء اين قصيده از شيخ الفقهاء العظام خاتم المجتهدين الفخام شيخ محمّد حسن ، صاحب « جواهر الكلام » نقل شده ، كه آرزو مىكرد آن قصيده در نامه عمل او نوشته شود و كتاب با عظمت « جواهر » در نامه عمل ارزى ثبت گردد ، ازرى ( ره ) چنين فرموده است :
به راستى كه شوق اين دلها را به پريشانى نشانده * و اين چشمها را گريه خونآلود نموده
جريحه دار كننده ترين بلاها ديدهام را نگرياند * ولى عشق دوست آن را به گريهانداخت
هر روز براى حوادث بازگشتى است * كه كوه رضوى را قدرت برخورد با آنها نيست
چگونه اميد نجات از آنها مىرود * مگر با پيمانى از آقاى رسولان طه
حصار محكم هراسندگان از هر هراسى * كاملترين عرب از جهت تعهّد و وفادارترين آنها