و تو او را آمرزيدى به حق مهربانىات اى مهربانترين مهربانان . خدايا به حقيقت تو را آرزومندم ، و به تو اميد بستم ، و در پيشگاهت ايستادم و از غير تو به تو ميل كردم ، و پاداش بزرگت را آرزو كردم ، من اعتراف كنندهام نه انكار كننده ، و از آنچه مرتكب شدم ، توبه كننده به سوى تو هستم ، و در اين مقام پناهنده به توام ، از آن اعمالى كه پيشتر فرستادم ، اعمالى كه در آنها به من پيشدستى كردى ، و مرا از آنها نهى كردى ، و بر آنها به من وعدهء كيفر دادى ، پناه مىآورم به بزرگوارى ذاتت ، از اينكه مرا در مقام رسوايى و خوارى به پا دارى ، روزى كه پردهها در آن دريده شود ، و اسرار و رسواييها در آن آشكار گردد ، و اندامها در آن بلرزد ، روز حسرت و پشيمانى ، روز تهمت ، روز نزديك ، روز زيانكارى ، روز جدا كردن ، روز پاداش ، روزى كه طول آن پنجاه هزار سال است ، روز دميدن ، روزى كه بلزاند لرزانندهاى ، روزى كه از پى آن لرزانندهاى ديگر آيد ، روز گسترش ، روز عرض اعمال ، روزى كه مردم در پيشگاه پروردگار جهانيان به پا خيزند ، روزى كه فرار كند انسان از برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانش ، روزى كه شكافته شود زمين ، كرانههاى آسمان ، روزى كه هركسى بيايد ، و از وجود خود دفاع كند ، روزى كه بندگان برگردانده شوند به سوى خدا و به آنچه انجام دادهاند آگاهشان سازند ، روزى كه از رفيق به رفيق سودى نرسد ، و نه آنان يارى شوند ، مگر آنكه را خدا رحم كند ، كه او عزيز و رحيم است ، روزى كه مردم بازگردانده شوند به سوى داناى نهان و آشكار ، روزى كه بازگردانده شوند به سوى خدا ، سرپروست حقشان روزى كه از قبرها شتابان درآيند ، گويى به سوى نشانههايى مىدوند ، و گويى ملخهايى پراكندهاند ،
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 506
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٥٠٦