تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 1090

مساهمون:

ص١٠٩٠
به جانب كسىكه آسمانها و زمين را آفريد با خلوص و از سر تسليم ، و من از شرك ورزان نيستم . به درستى كه نمازم و عبادتم و زندگىام و مرگم براى خداست ، پروردگار جهانيان ، شريكى ندارد ، به اين حقيقت امر شدم و من از مسلمانانم ، خدايا از تو و براى تو ، به نام تو و به تو ، و خدا بزرگ‌تر است ، خدايا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد ، و از فلان فرزند فلان بپذير . و نام فرزند را بگويد سپس ذبح كند . علّامه مجلسى در حلية المتّقين فرموده : بدان كه عقيقهء فرزند مستحب موكّد است ، براى كسىكه قادر بر آن باشد ، و بعضى از علما واجب مىدانند ، و بهتر است روز هفتم واقع شود ، و اگر تا بلوغ طفل تأخير كند بر پدر مستحبّ است ، و پس از بلوغ تا آخر عمر بر خودش مستحبّ است . و در احاديث معتبر بسيارى وارد شده : عقيقه بر كسىكه داراى فرزند شود واجب است . و در احاديث بسيارى نقل شده : هر فرزندى در گرو عقيقه است ، يعنى اگر انجام نگيرد ، در معرض مردن و انواع بلاهاست . از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده : عقيقه بر كسىكه توانگر باشد لازم است ، و كسىكه تهىدست است پس از توانگرى انجام دهد ، اگر هم توانگر نشد بر او تكليفى نيست و اگر براى او عقيقه نكنند ، تا زمانى براى او قربانى كنند ، قربانى از عقيقه كفايت مىكند . در حديث ديگرى نقل شده : از آن حضرت پرسيدند : ما براى عقيقه دنبال گوسفند رفتيم ولى نيافتيم ، چه مىفرماييد قيمتش را تصّدق كنيم ؟ فرمود : طلب كنيد تا بيابيد . خدا خوراندن طعام و ريختن خون را دوست دارد . در حديث ديگرى آمده : پرسيدند آيا فرزندى كه در روز هفتم بميرد ، مىبايد عقيقه‌اش كرد ؟ فرمود : اگر پيش از ظهر بميرد عقيقه ندارد ، و اگر بعد از ظهر بميرد عقيقه كنند . در حديق معتبرى از عمر بن يزيد نقل شده : خدمت آن حضرت عرض كرد : نمىدانم پدرم براى من عقيقه كرده يا نه ؟ فرمود : عقيقه كن . پس او در پيرى عقيقه كرد . در حديث حسن از آن حضرت نقل شده : فرزند را در روز هفتم ولادت نام مىگذارند و عقيقه مىكنند ، و سر مىتراشند ، و موى سرش را با نقره وزن مىكنند ، و آن نقره را تصدق مىدهند ، و پاى و ران عقيقه را براى قابله‌اى كه در زايمان زن كمك كرده مىفرستند . و باقى را به مردم اطعام مىكنند و تصدّق مىدهند .