تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 1041

مساهمون:

ص١٠٤١
به كودك صغير ، اى كه نياز به تفسير ندارى ، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست ، و با من چنين و چنان كن . و حاجت خود را بخواه . پنجم : از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده : دست خود را به جانب آسمان برداشت و گفت : اى پروردگارم هرگز چشم برهم‌نهادنى مرا به خود وامگذار نه كمتر از اين و نه بيشتر ششم : و از آن حضرت روايت شده : اين كلمات را مىگفت : بر آنچه تابش را ندارم و بر آن توان صبر برايم نيست به من رحم كن هفتم : از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده : بگو : خداوندا به جلال و جمال و كرمت از تو مىخواهم با من چنين و چنان كنى هشتم : از فضل بن يونس نقل شده : موسى بن جعفر عليه السّلام به من فرمود كه بسيار بگو : الّلهمّ لا تجعلنى من المعارين و لا تخرجنى من التّقتصير يعنى : خدايا مرا از كسانى كه ايمانشان عاريه و ناپايدار است قرار مده ، يا مرا از كسانى كه آنها را به خودشان وانهادى ، همانند چهارپايى كه مهارش را به گردنش افكنند و او را به چراكردن رها كنند ، كه هركارى بخواهد بكند ، و هركجا بخواهد برود و مرا از تقصير بيرون مكن ، يعنى چنان مكن كه من خود را مقصّر ندانم ، بلكه چنان باشم كه هميشه خود را مقصّر در گاه تو بدانم . نهم : از حضرت باقر عليه السّلام روايت شده : حق تعالى مردى از باديه را به سبب اين دو كلمه كه به آن دعا كرد آمرزيد : خدايا اگر عذابم كنى ، من سزاوار آنم ، و اگر بيامرزىام تو شايستهء آنى . دهم : از داور رقّى روايت شده : از حضرت صادق عليه السّلام مىشنيدم ، بيشتر چيزى كه در دعا به آن اصرار مىورزيد ، خدا را به حق پنج تن : محمّد و امير مؤمنان و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام مىخواند . يازدهم : از يزيد ضايغ روايت شده : به حضرت صادق عليه السّلام گفتم : خدا را براى ما بخوان ، حضرت اين دعا را براى ما خواند : اللّهمّ ارزقهم