براى قبر چهارم است كه گفته مىشود : آن جا مكان قبر عيسى عليه السلام پس از نزول او از آسمان در آخر الزمان است ! !
در سال 557 هجرى « نور الدين زنگى » آگاه شد كه صليبيان كه با آنان در حال جنگ بود ، قصد سرقت جسد شريف حضرت را دارند ؛ پس فرمان داد كه حجرهء شريفه را با ساختمانى ديگر احاطه كنند كه پايههاى آن تا نزديكى منبعهاى آب ، در درون زمين فرو رود ؛ پس از آن با مذاب سرب به صورت دايرهاى در اطراف آن از درون مانعى ايجاد كنند به طورى كه دست كسى به قبر مبارك نرسد .
روى اين بنا ، پردهاى از ابريشم سبز وجود دارد كه روى آن جملهء « لا إله الا اللَّه محمد رسول اللَّه » نوشته شده است . در اطراف پردهء ابريشم ، پردهء ديگرى وجود دارد كه بر آن سخن خداوند نوشته شده است :
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ
« 1 » در ميان نوشتهها دايرههايى ديده مىشود كه روى آنها نام و القاب و كنيهء پيامبر اكرم نوشته شده است . در اطراف اين پرده ، در ارتفاع تقريبى دو متر و نيمى ، كمربندى از ابريشم سرخ - به عرض سى سانتيمتر - ديده مىشود كه روى آن با نخهاى طلايى ، نام پادشاهى كه دستور ساخت آن پرده را داده نقش بسته است . اين پرده ، همواره به هنگام به قدرت رسيدن هر خليفه از دولت عليه ( عثمانى ) ارسال مىگردد . پردهء كنونى ، پس از اعلان دستور براى حجره شريف ارسال گرديده است . نخستين بار حجرهء شريف به وسيلهء « خيزران » مادر هارون الرشيد در هنگامى كه در سفر حج به زيارت پيامبر صلى الله عليه و آله نايل گرديده بود ، به پرده آذين گرديد . از آن پس اين كار وى سنتى در ميان پادشاهان و خلفا قرار گرفت .
ميان ساختمان مقصوره و پنجرهء مسى بيرونى ، گذرگاهى به وسعت سه متر از طرفهاى شرقى ، غربى و جنوبى وجود دارد . در گوشهء اين گذرگاه از طرف جنوب يك صندلى قرار دارد كه روى آن قرآن بزرگى ديده مىشود ، اين قرآن از سوى « حجاج بن يوسف ثقفى » به حجرهء شريف اهدا گرديده است . گفته مىشود : اين قرآن يكى از شش قرآن نوشته شده از سوى عثمان بن عفان مىباشد .
هامش
( 1 ) . احزاب ، 40