آن جهانت را فراهم ساز ) .
247
لا تنتصح ممّن فاته العقل و لا تثق به من خانه الأصل فانّ من فاته العقل يغشّ من حيث ينصح و من خانه الأصل يفسد من حيث يصلح : از كسى كه عقلش گرفته شده است پند مپذير و به كسى كه نژادش ناپاك است اطمينان پيدا مكن زيرا كسى كه عقلش را از دست داده است در كار پند دادن خيانت مىكند و كسى كه نژادش ناپاك است از همان جائى كه بايد اصلاح شود فاسد مى گردد .
248
لا ترخّص لنفسك فى مطاوعة الهوى و ايثار لذّات الدّنيا فتفسد دينك و لا تصلح و تخسر نفسك و لا تربح نفست را در اطاعت هوس و هوا صرف كردن لذّات دنيا رخصت مگذار كه دينت را تباه مى سازد و ديگر درست نمى گردى و آن نفس نيز زيان مىكند و سود نمى برد .
249
لا تسى ء الى من احسن اليك فمن أساء الى من احسن اليه منع الإحسان : با كسى كه با تو نيكى مىكند بدى مكن زيرا كه هر كس با نيكو بدى كند نيكى را منع كرده است ( و ديگر كسى در صدد نيكى با مردم بر نمى آيد ) .
250
لا تعن على من انعم عليك فمن اعان على من انعم عليه سلب الإمكان : بر كسى كه به تو انعام كرده است ديگرى را بزيان وى يارى مكن زيرا كه هر كس بزيان بر انعام كنندهء خويش بر خيزد و امكان افزايش نعمت از وى سلب گردد .
251
لا تدلّنّ بحالة بلغتها به غير إله و لا تفرحنّ بمرتبة بلغتها من غير منقبة فانّ ما بناه الأتّفاق يهدمه الاستحقاق در حالى كه بدون سبب و آلتى به جائى رسيدى ناز و غنج و دلال در كار مكن و بمرتبهء كه بدون شايستگى رسيدى بسيار شادمان مباش زيرا چيزى را كه اتّفاق و ناگهانى آن را بنا كند استحقاق و بى چيزى زود آن را از بين خواهد برد .
252
لا تكن ممّن يرجو الأخرة به غير عمل و يسوّف التّوبة به طول الأمل يقول فى الدّنيا بقول الزّاهدين و يعمل فيها به عمل الرّاغبين : نكند كه تو از كسانى باشى كه آخرت را بدون عمل