جاى خلاصى يا گريزگاهى يا پناهى يا مركز اميدوارئى يا قرارگاهى يا جاى رفتنى هست ( پيدا است نيست كه نيست ) .
27
هوّن عليك الأمر فانّ الأمر قريب و الاصطحاب قليل و المقام يسير : كارها را بر خويش آسان گير ( و بيهوده غم دنيا را مخور ) زيرا كه مرگ نزديك و همنشينى با دنيا اندك و جاى ايستادن سست و سبك است .
28
هدم رفيق الباطل بعد كظوم وصال الدّهر صيال السّبع العقور : يار باطل پس از خرد شدن و در هم كوبيده شدن نابود شد و روزگار مانند جانور درنده و گزنده حملهور گرديد .
29
هيهات لو لا التّقى لكنت ادهى العرب شگفتا اگر ترس از خدا جلوگير نبود من در امر دنيا زيركترين افراد عرب بودم ( اين سخن را حضرت وقتى فرمودند كه شنيدند مردم معاويه را بزيركى مى ستودند ) .
30
هيهات ان يفوت الموت من طلب او ينجو منه من هرب : خيلى بعيد است كه مرگ آن كس را كه مى خواهد از چنگش بدر رود و يا آنكه از آن مرگ مى گريزد رهائى يابد .
31
هيهات ان ينجوا الظّالم من اليم عذاب اللّه سبحانه و عظيم سطواته : خيلى دور است كه ستمگر از عذاب خداوند سبحان و سطوتها و خشمهاى بزرگش بتواند خود را برهاند
32
هيهات لا يخدع اللّه سبحانه فى جنتّه و لا ينال ما عنده الّا بمرضاته : خيلى دور است اين كه كسى بتواند خداوند سبحان را در بارهء بهشتش بفريبد ( و بدون طاعتش در آن در آيد ) و كسى بدانچه كه نزد خداست نخواهد رسيد مگر با رضا و خوشنودى او .
33
هو اللّه الّذى تشهد له اعلام الوجود على قلب ذوى الجحود : او است آن چنان خداوندى كه نشانهاى وجود بخداونديش گواهى مى دهند بر دل هر جاحد و منكرى .
34
و فى وصف الدّنيا : هى الصّدود العنود و الحيود الميود و الخدوع الكنود : جهان همان رو گرداننده ، ستيزه كار ، پشت كننده لرزاننده ، فريبنده ، ناسپاسگزار است ( كه بهيچكس وفا نكرده و نخواهد كرد ) .
35
فى وصف القران : هو الّذى لا تزيغ به