تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
هر چيزى را تيرگى و كاهشى است و تيرگى عمر نزديك بودن با دشمن است ( و كسانى كه بهم نزديك اند اگر خصم هم باشند روزگارشان تيره است ) .

41

لكلّ رزق سبب فاجملوا فى الطّلب : هر روزئى را سببى است ( كه بدان سبب روزى مى رسد و به پر دويدن نيست ) بنا بر اين در كار طلب آهسته باشيد .

42

لكلّ انسان ارب فابعدوا عن الرّيب : هر انسانى را حاجتى است ( كه بسوى آن روان است پس اگر احيانا كسى را در جائى كه بى تناسب است ديديد ) گمان بد در باره‌اش مبريد .

43

لكلّ امرء يوم لا يعدوه : براى هر كسى روزى است كه از آن نگذرد ( و اجلش مقدّم و مؤخّر نگردد )

44

لكلّ احد سائق من اجله يحدوه : براى هر كسى از اجلش راننده‌ايست كه او را ميراند ( تا به قبرش برساند ) .

45

لكلّ مثن على من أثنى عليه مثوبة من جزاء او عارفة من عطاء : بر هر شخصى ستايش شده از ستايش گر حق و پاداشى است از دادن مزد جزائى و يا نيكى اعطائى .

46

لكلّ عمل جزاء فاجعلوا عملكم لما يبقى و ذروا ما يفنى : هر عملى را پاداشى است پس عمل خود را قرار دهيد در چيزى كه باقى ماند و واگذاريد آنچه را كه فانى مى گردد .

47

لكلّ شيء بذر و بذر الشّرّ الشّرة : هر چيزى را تخمى است و تخم زشتى آزمندى بسيار است .

48

لكلّ ظالم عقوبة لا تعدوه و صرعة لا تخطهّ : هر ستمكارى را كيفرى است كه از آن نگذر و بسر در افتادنى است كه او را باز نگذارد .

49

لكلّ ظاهر باطن على مثاله فما طاب ظاهره طاب باطنه و ما خبث ظاهره خبث باطنه هر ظاهرى را باطنى است همانند خودش فلذا هر چه ظاهرش خوب باطنش هم خوب و هر چه ظاهرش بد باطنش هم بد است .

50

لكلّ داخل دهشة فابدءوا بالسّلام : براى هر داخل شونده در جائى بيمى است پس ( در هر جا كه وارد شويد ) ابتدا بسلام كنيد ( كه سلام كردن باعث ايمنى از اغلب ترسها است ) .

51

لكلّ قادم حيرة فابسطوه بالكلام : هر تازه واردى را ( در هر مجلسى ) سرگردانى است پس بوسيلهء