فصل پنجم در تقصير است واجب است بعد از فراغ از سعى تقصير
- و آن گرفتن بعضى از ناخنها يا قدرى از شارب است ( 1 ) - و نيّت چنين كند كه :
« تقصير مىكنم به جهت محلّ شدن از عمرهء تمتّع در فرض حجّة الإسلام به جهت اطاعت
فرمان بردارى خداوند عالم » ، و تراشيدن كفايت نمىكند از تقصير بلكه حرام است .
و بدان كه كسى كه تقصير را فراموش كند تا وقتى كه احرام حج او منعقد شود عمرهء او تمام است ، و بر او فديه است يك گوسفند على الاحوط ( 2 ) و اگر عمدا ترك كند تا محرم به حج شود ، جمعى « 87 » تصريح فرمودهاند به آن كه عمرهء تمتع او فاسد ( باطل - خ ل ) است و حج او افراد مىشود ، و بعد از آن عمرهء مفرده مىكند ( 3 ) ، و بعضى « 88 » تصريح
شرح
( 1 ) ( طباطبائى ) : يا قدرى از ريش يا قدرى از موى سر .
( 2 ) ( طباطبائى ) : على الاحوط الاولى ، و اقوى استحباب آن است .
( 3 ) ( طباطبائى ) : و اين قول خالى از قوت نيست ، لكن مجزى بودن آن از حج تمتع مشكل است ، پس احتياط به اعاده در سال آينده ترك نشود ، و جاهل در حكم مثل عامد است .
هامش
« 87 » المبسوط 1 : 363 ، الجامع للشرائع 1 : 179 ، تحرير الأحكام 1 : 100 ، جامع المقاصد 3 : 214 ، و الجواهر 20 : 457 .
« 88 » قائل به آن را پيدا نكرديم .